<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>حوزه.نت</title>
<link>http://howzeh.blogfa.com/</link>
<description>علوم اسلامی - کودک وجوان - زنان -حدیث - قرآن و....</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 08 Nov 2009 09:40:14 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>شخصيت علمي، فرهنگي علي عليه السلام </title>
<link>http://howzeh.blogfa.com/post-119.aspx</link>
<description>شخصيت علمي، فرهنگي علي عليه السلام 
&lt;P dir=rtl&gt; ((سلوني قبل أن تفقدوني))&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;صداي درخواست علي (ع) كه با تضرع، از مردمش مي خواست تا ازعلم و معرفتش سرمست شوند، در ميان همهمه حاضران گم شد! پنهان شد! و پس از آن با سؤال بي ربط و بي محتواي شخص كوته فكري از دست رفت! تمام شد! فقط اثري از آن در كتب تاريخي بجاي ماند، تا در سالهايي دور و در روزگاري ديگر،‌ دانشمند سني مذهبي چون ((ابن ابي الحديد)) بگويد:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;((اين ادعايي است كه در طول تاريخ فقط شخصيتي مثل علي (ع) كرده است و مي تواند بكند))&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;همانا اين سيد انسانهاي متكامل و رشد يافته است كه ضمن رعايت اصل اعتدال و پرهيز از هر گونه افراط و تفريط درگرايش به يكي از اين جنبه ها، همه ابعاد وجودي خويش را در حد اعلاي خود پرورش مي دهد. به گواهي تاريخ، علي (ع) در رشته هاي گوناگون از علوم عقلي و نقلي، طبيعي و ماوراء الطبيعه، رياضيات و اخلاقيات و اقسام فنون و حرفه هاي ديگر تخصص داشته اند، كه برخي از آنها را بر مي شماريم:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- ساخت اولين مدرسه اسلامي در ((صفه)) و تدريس در آن مدرسه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- انجام معالجات پزشكي (جذام- ضدعفوني- امراض داخلي)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- تدوين قرآن كريم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- ابداع علم صرف و نحو عربي و علم تجويد و تعليم اين علوم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- ستاره شناسي و جهت يابي در شب: (اولين بار در راه ″جلولا و نهاوند″ براي لشكر، مورد بهره برداري قرار گرفت.)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- تدريس زبان خارجي: (زبان پارسي ساساني- زبان سرياني- خط پهلوي)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- دعوت عي (ع) به دانشگاه جندي شاپور خوزستان جهت تدريس ادبيات، طب و علوم ديگر كه به علت وقوع جنگ صورت نگرفت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- تعليم مديريت: (هركس را كه براي اداره قسمتي از كارهاي حكومتي و دولتي       مي فرستادند، پيش از آن مي بايست كلاس مديريت را مي گذراند. اين مدرسه در مدينه قرار داشت.)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- تسلط و تكلم به لهجه ها و زبان ملتهاي جهان، حتي گويشهاي محلي كه البته غير از عربي، تلكم به زبانهاي فارسي، تركي، عبري، لاتين و هندي در تاريخ زندگي ايشان درج گرديده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- ترجمه كتب علمي (اميرالمؤمنين ((قراباذين)) اثر دانشمندان دانشگاه جندي شاپور را از پارسي به عربي برگرداند، و راه را براي ديگران گشود.)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- تدريس علوم اسلامي ازجمله: عرفان، فقه، علوم قرآني، فلسفه و ... در سنين جواني&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- تسلط كامل بر تورات و انجيل (علاوه بر قرآن)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- شناخت تاريخ گذشتگان و تاريخ ملل ديگر (ازجمله ايران و تاريخ آن)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- برگزاري كلاس تعليم قضاوت و استوار ساختن اصول محاكمات حقوقي و جزايي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- فلز شناسي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جدا از تخصصهايي كه در رشته هاي پيشين ذكر شد، اميرالمؤمنين را مي توان يكي از بزرگترين نويسنده ها و خطباي تاريخ ادبيات عرب نام برد. به شهادت تمام ادبا و عقلاي تاريخ، نهج البلاغه اثري است از قرآن- كلام الهي- فروتر و از كلام بشر، فراتر!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به غير از قرآن منسوب به مولاي متقيان، ايشان اولين نويسنده در تاريخ اسلام هستند و پس از ايشان است كه سلمان فارسي ، ابوذر غفاري، اصبغ بن نباته و عبدا... ابن ابي رافع نيز به تأليف كتب اسلامي پرداختند. حضرت علي (ع) دوازده كتاب تأليف نمود كه موضوع آنها: علوم قرآني، پيشگويي حوادث عالم، احاديث پيامبر اسلام (ص) ، واجبات دين، ابواب فقه، علوم سياسي اجتماعي، مباحث مديريتي، وصيت نامه به محمد حنفيه و ديوان شعر است. بيشتر آنها هم اكنون از جمله ميراث امامت محسوب شده و نزد حضرت صاحب الزمان (عج) موجود است. البته بايد توجه داشت همه علومي كه پيش از اين ذكرشد،‌ مواردي بودند كه زمينه و شرايط اجتماعي آن روز اجازه بروز اين علوم را به مولاي متقيان داد، چه بسا اگر ذهن و معرفت مردم و ظرف علمي جامعه، ظرفيت و يا زمينه بروز بيش از اين را داشت مواردي بيش از آنچه ذكر شد از سيره اميرالمؤمنين به ظهور مي رسيد و يا اينكه چه بسا علوم ديگري هم به دست بشر مي رسيد كه به دليل همين نبودن ظرفيتها از دسترس بشريت به دور مانده و در سينه پرنورشان به امانت مانده است تا رسيدن زمان آن، ان شاءا...! چرا كه امام مخزن علم الهي است و تمام اسرار و رموز هستي در نزد او موجود است، ولي چون تسليم محض خداست هرگاه خداوند بخواهد از آن علم استفاده خواهد كرد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Nov 2009 09:40:14 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=howzeh&amp;postid=119</comments>
<dc:creator>howzeh</dc:creator>
<guid>http://howzeh.blogfa.com/post-119.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> ماوراء (1) زمینه پذیرش شیطان یا ملک</title>
<link>http://howzeh.blogfa.com/post-118.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=strong&gt; ماوراء (1) زمینه پذیرش شیطان یا ملک&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=strong&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG class=image height=135 alt=&quot; زمینه پذیرش شیطان یا ملک&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.rasekhoon.net/_WebsiteData/Article/ArticleImages/1/1388/ordibehesht/08/0001538.jpg&quot; width=200 border=0&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;نويسنده : استاد اصغر طاهرزاده &lt;BR&gt;&lt;SPAN class=p1&gt;منبع : راسخون &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;مقدمه : &lt;BR&gt; واقعيت اين است که هميشه انسان ها در صدد بودند از رازهاي عالم وجود آگاهي يابند تا بتوانند از تاثير و نقش آنها در زندگي خود بهره گيرند و با ملکوت عالم مأنوس باشند . قرآن نيز انسان ها را به اين امر تشويق کرده و فرموده : « اولم ينظروا في ملکوت السماوات و الارض ... » (1) و علاوه بر اين ، قرآن با تشويق مومنان به تدبر در آيات کتاب خداوند عميق ترين و دقيق ترين اسرار و سنن واقعي عالم وجود را در اختيار انسان ها قرار مي دهد تا عطش رازآموزي انسان را به صورتي صحيح سيراب کند . ولي از آنجايي که خداوند در مقابل هر غذاي حلالي غذاي حرامي نيز قرار داده تا معلوم شود چه کسي طالب حق است و چه کسي طالب ارضاي نفس اماره ، در مورد توجه به غيب هم موضوع همين گونه است، و انسان هاي گرفتار نفس اماره بدون آنکه بدانند ؛ نحوه ي رويکردشان به راز و امور غيبي ، رويکردي وهمي و بي ثمر مي باشد ، که نمونه هاي اين رويکرد انحرافي را در جادوگران مي توان ملاحظه کرد . نويسنده ي محترم در اين مباحث سعي کرده به کمک قرآن و روايات و دلايل حکمي ، تفاوت اين دو رويکرد را روشن نمايد تا نه تنها مرز خرافه با حقيقت روشن شود ، بلکه خواننده با معارف بلندي در موضوع امور غيبي آشنا گردد و ان شاء الله بتواند با پيگيري اين امور جهت زندگي خود را هر چه بيشتر به سيره ي اولياء دين « عليهم السلام » نزديک کند . &lt;BR&gt;بعضی از سوالاتی که لازم است بدانها پاسخ دهیم عبارتند از : &lt;BR&gt;1 ـ نقش سحر در زندگي انسان ها چه اندازه است ؟ آيا مي توان از طريق سحر سرنوشت انسان ها را تغيير داد ؟ &lt;BR&gt;2 ـ آيا چشم زخم حقيقت دارد ، و افرادي هستند که توان چشم زدن داشته باشند ؟ &lt;BR&gt;3 ـ جايگاه احضار روح در معارف اسلامي کجاست ؟ &lt;BR&gt;4 ـ کيفيت و حکم هيپنوتيزم چگونه است ؟ &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=td&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=293 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.rasekhoon.net/_WebsiteData/Article/ArticleImages/1/1388/ordibehesht/08/00015381.jpg&quot; width=366 border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p2&gt;زمينه هاي پذيرش شيطان يا ملک : &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;همان طور که مي دانيد و قرآن هم به ما خبر داده است بالاخره مجموعه اي از قواي غيبي در عالم موجود است که اگر بخواهيم انواع آنها را بشماريم به اين صورت است که متوجه باشيم ، اصل همه غيب ها حضرت غيب الغيوب يعني حضرت رب العالمين است ، خداوند غائبي است که تمام عالم تحت تاثير و سيطره ي اوست . ملائکه نيز از حقايق غيبي اند که بر عالم و آدم تاثير مي گذارند و علاوه بر تدبير عالم ، به اولياء الهي نيز کمک مي کنند . از جمله قواي غيبي عالم که مي توانند تاثيرگذار باشند ، جنيان هستند ، حالا چه ازجهت مثبت و چه از جهت منفي . جنياني را که نقش منفي دارند شياطين مي نامند . و باز از جمله موجودات غيبي که مي توانند تاثيرگذار باشند ، نفس انسان ها است ، بعضي از انسان ها مي توانند بر روح و روان ساير انسان ها تاثير بگذارند . &lt;BR&gt;مي توان از وجودات غيبي ، درست استفاده کرد ، همچنان که مي شود از انوار آنها محروم شد . همان طور که مي توان از خدا استفاده کرد و قلب را آماده پذيرش انوار الهي نمود ، مي شود با پشت کردن به دين الهي ، از انوار حضرت رب العالمين محروم شد . حال اگر خود را از انوار الهي محروم کرديم ، قواي غيبي منفي جاي آن را مي گيرد . زيرا همان طور که اين يک قاعده است که : « ديو چون بيرون رود فرشته درآيد » عکس آن هم هست که : « فرشته چو بيرون رود ديو در آيد » ديو همان شيطان است . &lt;BR&gt;هيچ وقت نمي شود قلب و فکر ما بدون يک نيروي خيالي حرکت کند ، ما هميشه بر اساس قواي خياليه کارهايمان را انجام مي دهيم . به عنوان نمونه ، قبل از اينکه بلند شويم و به اين جلسه بياييم ، يک تصور خيالي از اينجا داريم که بر اساس آن بدن را حرکت دهيم تا بياييم اينجا . حال آن صور خيالي که عامل حرکت ما است يا بر اساس تجلي نور الهي بر قوه ي خيال ما به وجود آمده ، يا بر اساس وسوسه هاي شيطان ايجاد شده است ، خيال ما خالي از يکي از آن دو نمي باشد . اگر زمينه ي پذيرش نور الهي ضعيف شد ، شيطان با تحريک قوه ي وهميه فعاليت خود را شروع مي کند و با وعده هاي دروغ ما را به مسيري که مي خواهد مي کشاند . &lt;BR&gt;قرآن مي فرمايد : « و قال الشيطان لما قضي الامر ان الله وعدکم وعد الحق و وعدتکم فاخلفتکم و ما کان لي عليکم من سلطان الا ان دعوتکم فاستجبتم لي فلا تلوموني و لومرا انفسکم ما انا بمصرخکم و ما انتم بمصرخي اني کفرت بما اشرکتمون من قبل ان الظالمين لهم عذاب اليم » (2) و چون روز حساب بر پا شد شيطان مي گويد : خدا به شما وعده داد ، وعده ي راست ، و من به شما وعده دادم ، و خلاف کردم ، و مرا بر شما هيچ تسلطي نبود جز اينکه شما را دعوت کردم و اجابتم نموديد پس مرا ملامت نکنيد و خود را ملامت کنيد ، من فريادرس شما نيستم و شما هم فرياد رس من نيستيد ، من به آنچه از قبل براي خدا شريک مي دانستيد ، کافرم . آري ستمکارن عذابي پر درد خواهند داشت . &lt;BR&gt;طبق آيه ي فوق شيطان در آن شرايط دارد مي گويد خودتان بد بوديد و زمينه ي پذيرش نور الهي را در وجود خود از بين برديد ، من را چرا ملامت مي کند . چون اهل جهنم در قيامت به شيطان مي گويند : چرا ما را گمراه کردي ؟ مي گويد : من شما را گمراه نکردم ، در اين گمراهي خودتان را ملامت کنيد ، من ديدم شما پذيراي وعده هاي من هستيد ، جلو آمدم ، باز بيشتر پذيراي وعده هاي من بوديد ، بيشتر جلو آمدم . گاهي آنقدر طرف پذيراي شيطان مي شود که به تعبير اميرالمومنين « عليه السلام »: « اتخذوا الشيطان لامرهم ملاکا و اتخذهم له اشراکا فباض و فرخ في صدورهم و دب و درج في حجورهم فنظر باعينهم و نطق بالسنتهم فرکب بهم الزلل و زين لهم الخطل فعل من قد شرکه الشيطان في سلطانه و نطق بالباطل علي لسانه » (3)&lt;BR&gt;شيطان را معيار کار خود گرفتند ، و شيطان نيز آنها را دام خود قرار داد و در دلهاي آنها تخم گذارد ، و جوجه هاي خود را در دامانشان پرورش داد . با چشم هاي آنان مي نگريست ، و با زبان هاي آنان سخن مي گفت . پس با ياري آنها بر مرکب گمراهي سوار شد و کردارهاي زشت را در نظرشان زيبا جلوه داد ، مانند رفتار کسي که نشان مي داد در حکومت شيطان شريک است و با زبان شيطان ، سخن باطل مي گويد . &lt;BR&gt;حضرت مي فرمايند ممکن است کسي روح و عقل و قلبش ، همه و همه در دست شيطان قرار مي گيرد . &lt;BR&gt;
&lt;P class=p2&gt;بدن مظهر قدرت روح : &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;براي جواب به سوالات لازم است آياتي را به عنوان مبنا مطرح کنيم تا راحت به جواب برسيم ، از جمله مبناهايي که بايد بدان توجه داشت توجه تاثير نفس يا منِ انسان است بر تن او . شما نفسي داريد که بر « تنِ » شما تاثير مي گذارد . حتي وقتي به جهت ترس ، قلبتان شروع مي کند بزند « منِ » شما مي ترسد و تحت تاثير آن است که قلب گوشتي شما شروع به تپش هاي غير عادي مي کند . اين قدر نفس آدم روي تن او تاثير دارد که تن مظهر بسياري از حالات من او مي شود ، تا آنجا که گاهي با تحريک بدن توسط « نفس » تازه معلوم مي شود چه قدرتي داشته ايم ، مثلاً هيچ وقت فکر نمي کرديد بتوانيد از روي جوي آب جلوي خانه تان بپريد . ده سال آنجا زندگي مي کردي و هيچ وقت تصور پريدن از روي آن را هم نداشتي ، اما وقتي يک گرگ دنبالت کرد ديگر معطل نمي شوي که از روي پل بروي آن طرف ، با تمام نيرو از روي جوي آب مي پري آن طرف ، حتي دو متر هم آن طرف تر مي پري ، بعد هم از خود مي پرسي اين قدرت را از کجا آوردم ؟ اين قدرت را « منِ » شما در بدن شما ايجاد کرد .&lt;BR&gt;« من » ترسيد و براي دفع خطر چنين قدرتي را به بدن داد . &lt;BR&gt;گاهي کسي که صرع دارد با يک حرکت چند نفر را که دست او را گرفته اند پرت مي کند آن طرف ، چون با تحريک من يا نفس او بدنش چنين قدرتي پيدا مي کند که به طور عادي هيچ وقت بدن و ماهيچه هايش چنين قدرتي ندارند ، ولي چون روح او فوق العاده تحريک شده و از تعادل خارج گشته است ديگر نمي تواند با عقلش آن تحريک را کنترل کند . در همين رابطه مي گويند : « ديوانه ها زور دارند » به خاطر اينکه « من » آدم ها قدرت فوق العاده دارد . ولي عقل تاثير آن را بر بدن کنترل مي کند ، حال اگر عقل در ميدان نبود ديگر قدرت نفس انسان در کنترل عقل نخواهد بود . &lt;BR&gt;« من » انسان ها آنقدر قدرت دارد که مي تواند از فاصله ي دور قطار در حال حرکت را نگه دارد . آن مرتاض با دستش نمي تواند قطار را نگه دارد ، اما با تمرکز قواي نفس روي قطار مي تواند اين کار را بکند ، تمرکز يعني جمع کردن قواي نفس . البته مدت ها طول مي کشد تا بتواند نفس خود را عادت به تمرکز بدهد . حال با توجه به چنين قدرتي که در نفس هر کس هست ، انسان مي تواند از آن قدرت به صورت مثبت و يا منفي استفاده کند ، مومني که نفس خود را متمرکز مي کنند و قدرت آن را ظاهر مي نمانيد ، اهل کرامت مي شوند ، و غير مومنين درهمان رابطه اهل فتنه و فساد مي شوند .&lt;BR&gt;&lt;B&gt;... ادامه دارد.&lt;BR&gt;&lt;/B&gt;
&lt;P class=pey_titr&gt;پی نوشت ها :&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=pey_body&gt;1) سوره ي اعراف ، آيه ي 185&lt;BR&gt;2) سوره ي ابراهيم ، آيه ي 22&lt;BR&gt;3) « نهج البلاغه » ، ترجمه مرحوم دشتي ، ص 53&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;SPAN class=p_zam&gt;منبع: کتاب « جایگاه جن ، شیطان و جادوگر در عالم »&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sat, 31 Oct 2009 07:17:50 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=howzeh&amp;postid=118</comments>
<dc:creator>howzeh</dc:creator>
<guid>http://howzeh.blogfa.com/post-118.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ویژه نامه دهه کرامت  </title>
<link>http://howzeh.blogfa.com/post-117.aspx</link>
<description>&lt;TABLE class=contentpaneopen style=&quot;WIDTH: 535px; HEIGHT: 25px&quot;&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD class=contentheading width=&quot;100%&quot;&gt;ویژه نامه دهه کرامت &lt;/TD&gt;
&lt;TD class=buttonheading align=right width=&quot;100%&quot;&gt;&lt;A title=چاپ onclick=&quot;window.open(&apos;http://www.mohakeme.com/index2.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=534&amp;pop=1&amp;page=0&amp;Itemid=29&apos;,&apos;win2&apos;,&apos;status=no,toolbar=no,scrollbars=yes,titlebar=no,menubar=no,resizable=yes,width=640,height=480,directories=no,location=no&apos;); return false;&quot; href=&quot;http://www.mohakeme.com/index2.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=534&amp;pop=1&amp;page=0&amp;Itemid=29&quot; target=_blank&gt;&lt;/A&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD class=buttonheading align=right width=&quot;100%&quot;&gt;&lt;A title=&quot;ارسال به دوست&quot; onclick=&quot;window.open(&apos;http://www.mohakeme.com/index2.php?option=com_content&amp;task=emailform&amp;id=534&amp;itemid=29&apos;,&apos;win2&apos;,&apos;status=no,toolbar=no,scrollbars=yes,titlebar=no,menubar=no,resizable=yes,width=400,height=250,directories=no,location=no&apos;); return false;&quot; href=&quot;http://www.mohakeme.com/index2.php?option=com_content&amp;task=emailform&amp;id=534&amp;itemid=29&quot; target=_blank&gt;&lt;/A&gt; &lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;
&lt;TABLE class=contentpaneopen&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top align=left width=&quot;70%&quot; colSpan=2&gt;
&lt;P dir=ltr align=right&gt;&lt;SPAN class=small&gt;نگارش یافته توسط سایت محاکمه &lt;/SPAN&gt;   &lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD class=createdate vAlign=top colSpan=2&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top colSpan=2&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 196px; HEIGHT: 144px&quot; height=129 alt=&quot;ویژه نامه امام رضا و دهه کرامت - محاکمه&quot; hspace=0 src=&quot;http://t3.gstatic.com/images?q=tbn:59CXF_fGztpI2M:http://nedaye-mahdi.persiangig.com/6.jpg&quot; width=164 align=left border=0&gt;آنچه در ادامه خواهید خواند حاصل تلاش دوستان ما در محاکمه است که در قالب یک ویژه نامه اسلامی به مناسبت میلاد پرکت حضرت رضا (ع) و دهه کرامت تنظیم و آماده شده است . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;&lt;STRONG&gt;
&lt;H1&gt;&lt;FONT size=4&gt;این گنبد زیبا قلب ایران است&lt;/FONT&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;P&gt;می خواهم تا آنجا كه دوست دارم، پربگیرم، اما تا بارگاه دوست راه طولانی است. چشم از پنجره برنمی دارم. دشت از پی دشت، كوه از پی كوه، دسته دسته گل سرخ، یك عالم سبز و یك دریا اشتیاق كه دستی از غیب به جانم ریخته است! همیشه همین طور است. خودم را كه به مولا می سپارم، دیگر این من نیستم كه می روم، برای لحظه ای، خواب مرا می رباید... دست در دست نور و آرمیدن در كنار ضریح! چه دل انگیزند این خواب های خوب! 
&lt;P&gt;برمی خیزم، پیرامونم غوغایی به پاست. صدای دل هاست. همه می گویند: یا ضامن آهو! رسیده ایم انگار! این گنبد زیبا، قلب ایران است. چه دورنمایی دارد!&lt;STRONG&gt;السلام علیك یا علی بن موسی الرضا. السلام علیك یا...&lt;/STRONG&gt; بغضی غریب و بعد هم های و هوی پریشان دل. تا غروب راهی نیست. دل و نقاره و اشك به هم می آمیزند، و من پر از ضریح می شوم. و سرشار از رازهای طلایی!... چه بویی از كنارم گذشت، بوی آسمان بود. یك بوی خیس، یك بوی معنوی سبز. گویا فطرتم بود كه معطر شد از عشق! ضریح اینك به ملكوت می ماند، و من می خواهم تا رضایت «رضا» اوج بگیرم. نیشابور از خاطرم می گذرد، لحظه ای كه امام سر از كجاوه بیرون آورده اند و فریاد شادی و اشك شوق، زمین و زمان را به هم پیچیده است. لحظه ای كه سینه چاكان حضرتش ازفرط عشق به خاك غلتیده اند. لحظه ای كه بیش از بیست هزار تن تقریرات امام را می نویسند. [«لااله الاالله» دژ استوار من است و من یكی از شرط های آنم.] به راستی اگر ولایت نباشد، كلمه مقدس «توحید» چگونه استوار یابد!؟ 
&lt;P&gt;شب از نیمه گذشته است. همه جا سرشار از اشك و گلاب است و من خود را با همه شور به كجاوه سبز ولایت می رسانم. 
&lt;P&gt;یا ضامن آهو! دل های بی پناهمان را كه چون آبگینه های شكسته در پهنای گیتی سرگردانند، در پای ضریح مقدست آشیان ده كه محتاج پركشیدن به آبی لایتناهی فطرت خدا یی مان هستیم. 
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;افسانه جوانشی&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;-------------------------&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تقدیم به آستان مقدس حضرت علی‌بن موسی الرضا علیه السلام 
&lt;P&gt;... بالاخره خودت را نشان دادی. چقدر به دنبال تو این دشت‌ها را كاویدم. این اواخر، سرزنش دیگران، امیدم را به یافتنت كمرنگ كرده بود، اما انگار كسی در دلم می‌گفت، آخرش خودت را نشان خواهی داد. رضا را یادت هست. تو را خیلی دوست داشت و تو هم بعضی وقت ها به رفاقت بین من و او حسادت می‌كردی. این را خودت چند بار به من گفتی و من البته پیشتر، از رفتار تو آن را دریافته بودم. این اواخر آقا رضا هم دیگر طاقتش طاق شده بود. چند بار برای برگرداندن من به انجا آمد. می‌گفت:« بی فایده است... مرد حسابی، زن و بچه‌ات كه گناهی نكرده‌اند... . احمد را بسپار دست خدا! این برادرهای گروه تفحص، خودشان كارشان را بلدند» اما من راضی نمی‌شدم. 
&lt;P&gt;یادت می‌آید آن ماه‌های آخر، همه‌اش از زیارت امام رضا علیه السلام می‌گفتی و از این كه دلت برای زیارت حضرت پر می‌زند. دلت می‌خواست كبوتر حرم امام رضا باشی. حتی یك بار كه معلم انشاء خواسته بود بزرگترین آرزویتان را برایش بنویسید، تو نوشته بودی كه دوست داری كبوتر حرم امام رضا علیه السلام شوی. خودت یك بار برایم خواندی. آن وقت‌ها هنوز وارد دبیرستان نشده بودی. بعدها هم هر وقت صحبت از امام رضا می‌شد، اشك در چشمهایت حلقه می‌زد. بالاخره مرا هم هوایی كردی. 
&lt;P&gt;به تو قول دادم كه اگر در كنكور دانشگاه قبول شوی، حتما تو را به زیارت امام رضا علیه السلام بفرستم اما تو معرفتت بیشتر از این حرفها بود. خودت خوب می‌دانستی كه بار زندگی بر روی دوش من است. خرجی تو و مادر و دو تا خواهر كوچكمان، آنقدر برایم سنگین است كه وفا كردن به چنین قولی برای من كه تنها دو سال از تو بزرگتر بودم به سادگی عملی نیست. اما من در تصمیم خود جدی بودم و این جدیت وقتی بیشتر می‌شد كه شور و شیدایی تو را در ضجه‌های عاشقانه‌ات را می‌دیدم. وقتی كه در تاریكی اتاق كوچكت به راز و نیاز با معبود خویش مشغول می‌شدی و چنان اشك می‌ریختی؛ كه من بارها به این حال تو غبطه می‌خوردم. 
&lt;P&gt;این اواخر تا دیر وقت در كارگاه مشغول كار بودم و از این كه می‌توانستم به قول خودم برای به زیارت فرستادن تو عمل كنم، احساس شادی می‌كردم. مثل این كه با جدیتی كه در تو سراغ داشتم، مطمئن بودم كه در كنكور هم قبول می‌شوی. اما تو انگار مال این دنیا نبودی. این ماه‌های آخر، حال و هوایت كاملا عوض شده بود. از وقتی در بسیج محل ثبت نام كردی، مدام فكر و ذكرت جبهه و جنگ بود. چند بار تصمیم گرفتی به منطقه بروی ولی به اصرار من كه تو را به درس خواندن برای كنكور ترغیب می‌كردم، منصرف می‌شدی. هر بار كه هوایی جبهه می‌شدی به تو می‌گفتم كه: برادرجان، احمد! آخر، بار زندگی روی دوش من به تنهایی سنگینی می‌كند. تو باید خوب درس بخوانی تا این بار را از دوش من برداری و هر بار تو به نحوی راضی می‌شدی و البته درس خواندنت هم روز و شب نمی‌شناخت. 
&lt;P&gt;بالاخره امتحان كنكور هم برگزار شد. اما تو منتظر اعلام نتایج نشدی و با حرفهایت راه هر نوع بهانه‌ای را به رویم بستی. حتی وعده زیارت امام رضا علیه السلام هم نتوانست تو را از رفتن منصرف كند. 
&lt;P&gt;می‌گفتی«امام رضاعلیه السلام این جوری بیشتر راضی می‌شوند» اما من كه می‌دانستم عشق زیارت امام رضا علیه السلام در تو حد و مرز ندارد، این تغییر رفتار تو برایم شگفت‌آور بود. بالاخره هم تو پیروز شدی و رفتنی و من ماندم، منتظر. 
&lt;P&gt;نتایج كنكور را هم اعلام كردند و تو با بهترین رتبه قبول شدی. رشته پزشكی، همان رشته مورد علاقه‌ات، و من خوشحال از قبولی تو و از این كه بالاخره وعده‌ام را در حقت عملی می‌كنم. 
&lt;P&gt;اما روزها گذشت و از تو خبری نشد. از موعد ثبت‌نام دانشگاه هم گذشت، چند بار در پی یافتنت به منطقه اعزام شدم، اما هر بار دست خالی برگشتم. هیچ اثر و نشانه‌ای از خودت بجا نگذاشتی همان روزها بود كه یك شب تو را در خواب دیدم. چقدر نورانی شده بودی! نورانی‌تر از همیشه، و جامه‌ای سپید‌ بر تن. به من گفتی، كه امام رضا علیه السلام به دیدنت آمده‌اند و از من تشكر كردی كه به وعده‌ام وفا كردم. 
&lt;P&gt;تو كه رفتی، خانه ما سرد و بی‌روح شد. دیگر از آن شوخ ‌طبعی‌های همیشگیت خبری نبود. مادر به انتظار آمدنت چشمان اشكبارش را به در دوخته بود و هر صبح و شام اتاق كوچكت را به امید دیدار دوباره‌ات مرتب می‌كرد. بالاخره هم داغ انتظار تو بیمارش كرد. چند ماهی در بستر بیماری بود. پزشك‌ها از علاجش قطع امید كرده بودند و سرانجام روح خسته‌اش از قفس تن رها شد و چشمان منتظرش برای همیشه بسته ماند. 
&lt;P&gt;اكنون سالها از آن روزها می‌گذرد و من بارها تو را در خواب دیده‌ام و هر بار در حرم امام رضا علیه السلام. 
&lt;P&gt;دفعه آخری كه تو را در خواب دیدم باز هم به زیارت امام رضا علیه السلام رفته بودی. اما این بار من هم با تو بودم. یادم نیست چه ‌چیزی در گوشم زمزمه كردی، فقط می‌دانم چند روز بعد بلیط مشهد گرفتم و عازم زیارت امام رضا علیه السلام شدم. كنار ضریح امام رضا علیه السلام بارها تو را در میان جمعیت دیدم و آن وقت بود كه با امام خود عهد كردم به منطقه بیایم و بدون تو باز نگردم. از آن روز تا الان شش ماه می‌گذرد و من در این شش‌ ماه برای یافتن تو سرتا سر این دشت را كاویده‌ام. در این مدت با برادران تفحص، شهدای زیادی را از دل خاك بیرون كشیده‌ایم. این اواخر بد جوری دلم تنگ شده بود. دیشب دوباره تو را در خواب دیدم. مثل همیشه حرم امام رضا علیه السلام بودی و جامه سفیدی بر تن داشتی و صورتی نورانی‌تر از همیشه. لبخند‌زنان به استقبالم آمدی و مرا سخت در آغوش كشیدی. صبح كه بیدار شدم، هنوز شیرینی این دیدار را در وجودم حس می‌كردم. 
&lt;P&gt;هنوز ساعتی از شروع كارمان نگذشته بود كه صدای شكسته‌ شدن استخوانهایت را در زیر بیل مكانیكی شنیدم بعد با التهابی كه سابقه نداشت، خاك ها را از بدن استخوانی‌ات كنار زدم. از همه وسایلت فقط آن عكس امام كه همان روزهای آخر به تو هدیه داده ‌بودم و تو آن را پرس كرده بودی، سالم بود. با دیدن عكس دلم یك دفعه فرو ریخت. باورم نمی‌شد كه مهمان هر شب رویاهایم را یافته‌ام. شور وصل قابل وصف نبود ... . 
&lt;P&gt;دفتر یادداشت پوسیده‌ات را به سختی ورق زدم. چیزی از آن باقی نمانده بود، جز دو كلمه كه به راحتی قابل خواندن نبود. دقت كردم، نوشته بود: كبوتر حرم ... . 
&lt;P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;دكتر مهرداد زینلیان ـ اصفهان محرم 1423&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;&lt;SPAN&gt;
&lt;P&gt;-------------------------&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;H1&gt;&lt;FONT size=4&gt;دهه كرامت تداعی‌كننده چه مباحثی است؟&lt;/FONT&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;P class=GImg align=left&gt;&lt;IMG alt=&quot;آیة الله كریمی جهرمی&quot; src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1387/08/1425122828142178156337123256145126185109199.jpg&quot; align=absMiddle&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;آیةالله کریمی جهرمی از اساتید سطح عالی درس خارج حوزه علمیه قم و امام جماعت حرم حضرت معصومه علیها‌السلام می‌باشند كه طی مصاحبه‌ای به سوالات ما پاسخ دادند.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN&gt;1- دهه کرامت تداعی‌گر چه معانی برای جامعه امروز می‌باشد؟&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دهه کرامت، دهه اول ماه ذی‌العقده است و آغازش با ولادت حضرت معصومه (علیهااالسلام) و پایانش با ولادت حضرت ابوالحسن علی بن موسی‌الرضا(علیه السلام) می‌باشد. این دهه یادآور بسیاری از مطالب عالی و مفاهیم بلند و سازنده و ارزشمند است. دهه کرامت یادآور لطیف‌ترین علائق و مهر و وفاهای کم‌نظیر یک خواهر نسبت به مقام شامخ و معنوی برادر است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مهر و وفایی که خوهر مهربان و دلداده را به هجرت وادار نموده و غربت و بیماری و مرگ در فصل جوانی را برای او آسان کرده است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مهربانی که جز در مورد امام حسین و حضرت زینب (علیهما‌السلام) سابقه ندارد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دهه کرامت تداعی کننده عزم و قاطعیت و اراده آهنین زنان بزرگ و بانوان والامقام و گرانقدر جهان می‌باشد.&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=GeneralSooTitr&gt;
&lt;DIV class=SooTitrContent&gt;تمام مفاهیم سازنده‌ای که ما در فرهنگ اسلامی داریم در این دهه تداعی می‌شوند چرا که حرم حضرت معصومه و امام رضا (علیهماالسلام) کانون دعا و قرآن و نیایش و ... است.&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;دهه کرامت یادآور تحول آفرینی بانوان آسمانی است و این که می‌توانند رهبری دل‌های صدها میلیون مسلمان را در طی اعصار عهده‌دار بشوند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دهه کرامت یادآور زهرا و زینب (سلام‌الله علیهما‌السلام) است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تمام مفاهیم سازنده‌ای که ما در فرهنگ اسلامی داریم در این دهه تداعی می‌شوند چرا که حرم حضرت معصومه و امام رضا (علیهماالسلام) کانون دعا و قرآن و نیایش و ... است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دهه کرامت یادآور تمام خوبی‌هاست. و یادآور جمال انسانی است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آنچه خیر و خوبی و رشد و کمال انسانی است در این دهه که راس آن حضرت معصومه و حضرت رضا(علیهماالسلام) می‌باشند؛ قرار دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN&gt;2- حاج آقا سال‌هاست که با حضرت فاطمه معصومه(علیهاالسلام) ارتباط نزدیک دارید لطف بفرمایید و خاطره‌ای که برای خودتان جذاب بوده را بیان بفرمایید.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خاطرات مربوط به بانوی آسمانی خیلی دامنه‌دار و گسترده است. قائم مقام فراهانی در کتابش بحثی در مورد کرامات حضرت معصومه(علیهاالسلام) دارد. این كتاب مربوط به سال (1300 قمری) می‌شود كه ذکر می‌كند ما هر روز و هر هفته شاهد هستیم افرادی که نابینا و فلج هستند پناهنده می‌شوند به حرم خانم و شفا گرفته و از حرم می‌روند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این بانوی معظمه مدار قدرتشان فقط در جنبه مادی نیست بلکه جنبه‌های معنوی و رسیدن به مقامات علمی نیز در توان این بانوی بزرگ است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;ذكر حكایتی در جهت شفا یافتن: &lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;جریان خانمی است که از یکی از شهرهای جنوبی آمده بودند به قم و مربوط به حدود 70 سال قبل است. این خانم باردار بوده بعد از مدتی حس می‌کند که جنین حرکت ندارد. طبیب تشخیص می‌دهد که بچه در شکم مادر مرده است و نیاز به جراحی دارد. که در آن زمان جراحی اینقدر آسان نبوده و سختی‌های بسیار داشته است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آن زن و خانواده‌اش خیلی ناراحت شدند و نمی‌توانستند به جراحی تن بدهند. لذا زن و شوهر به عزم زیارت حضرت امام رضا (علیه‌السلام) و توسل به ایشان از شهرشان خارج می‌شوند.&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=GeneralSooTitr&gt;
&lt;DIV class=SooTitrContent&gt;نتیجه که حضرت معصومه(علیهاالسلام) در انحصار گروه و افراد خاصی نیست هر کس، در هر جایی مشکلی داشته باشد به اذن خدا حل آن مشکلات در توان ایشان است. و سرمایه‌ای برای مسلمین و شیعیان هستند.&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;در مسیر به قم می‌رسند و به زیارت حضرت معصومه (علیها‌السلام) می‌روند. زن می‌گوید به محض این که وارد صحن شدم حس کردم جنین در شکم حرکت کرد. بسیار خوشحال می‌شوند و نامه می‌نویسند به فامیل که ما به مشهد نرفته به برکت قبر منور حضرت معصومه(علیها‌السلام) بچه حرکت کرد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;در جنبه مالی: &lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;این مسئله برای خیلی‌ها پیش آمد کرده است و به برکت حضرت مشکل‌شان حل شده است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خود من در اوائلی که به قم آمده بودم در فصل سرما و فقر بود. عصر پنج‌شنبه‌ای از مدرسه با دلتنگی بیرون آمدم. در اطراف حرم می‌چرخیدم. به نزدیکی در مسجد اعظم رسیدم. دم غروب بود و هوا به شدت سرد. جمعیت زیادی در آنجا نبود. در همان بین مردی جلو آمد و پس از سلام و علیک وجهی به من داد و رفت. و آن فرد را هم نشناختم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و این عنایتی بود که حضرت فاطمه معصومه (علیها‌السلام) به من کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;در جنبه علمی و فرهنگی: &lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;جریان ملاصدرا، فیلسوف نامدار است. که حدود چهار سال در نزدیک قم زندگی می‌کردند و وقتی سوالات علمی برایش پیش می‌آمد به قم می‌آمد و متوسل به حضرت معصومه(علیها‌السلام) می‌شد و حل مشکل علمی و فلسفی خود را طلب می‌كرد و مشکل علمی‌اش حل می‌شد و می‌رفت .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نتیجه که حضرت معصومه(علیهاالسلام) در انحصار گروه و افراد خاصی نیست هر کس، در هر جایی مشکلی داشته باشد به اذن خدا حل آن مشکلات در توان ایشان است. و سرمایه‌ای برای مسلمین و شیعیان هستند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN&gt;3- چه ویژگی سبب شده که حضرت معصومه‌ (علیهاالسلام) کانون نشر معارف اهل‌بیت از قم شوند؟&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برای پاسخ به این سوال باید چند مطلب کنار هم قرار بگیرد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;1- ذاتاً تربت و سرزمین قم، سرزمینی مقدس است. حتی بعضی از روایات است که از شب معراج هم به قم اشاراتی شده است. شهر قم، شهری است که فرقه‌های باطل کمتر از جاهای دیگر در آن به وجود آمده است. امام صادق (علیه‌السلام) درباره شهر قم می‌فرماید: تربة مقدسه و اهلها منّا و نحن منهم؛ سرزمینی مقدس است و اهل و ساکنان آن از ما (اهل‌بیت) هستند و ما هم از آنها هستیم. (علامه مجلسی در بحارالانوار نقل کرده است.)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;2- اهل قم همیشه مورد ستایش بودند. چرا که از آغاز کار پیوند ولایی و ناگستنی با خاندان پیغمبر داشتند و به این خاندان بسیار علاقه داشتند. &lt;/P&gt;
&lt;DIV class=GeneralSooTitr&gt;
&lt;DIV class=SooTitrContent&gt;
&lt;P&gt;از فرازی از زیارتشان می‌شود استفاده کرد که: &quot;فانّ لک عندالله شائاً من ‌الشان.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;که برای این جمله معنی که به نظرم می‌رسد را بیان می‌کنم که یعنی: برای تو شانی از شوون ولایت الله است. رتبه‌ای از ولایت خدا. یعنی تو کارهای خدایی می‌کنی. تو به اذن خدای تبارک و تعالی خرق عادت می‌کنی. &lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;3- بالاتر از دو مطلب فوق این مسئله، از عظمت و جلالت و نورانیت و معنویت شخص حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها‌) است. که از یک سو دختر حضرت موسی بن جعفر(علیهماالسلام) و از سویی دیگر خواهر امام رضا (علیه‌السلام) و از یک سو عمه امامان بعدی خصوصاً امام جواد علیه‌السلام است. مقامات معنوی ایشان خیلی بالاست.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از فرازی از زیارتشان می‌شود استفاده کرد که: &quot;فانّ لک عندالله شائاً من ‌الشان.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;که برای این جمله معنی که به نظرم می‌رسد را بیان می‌کنم که یعنی: برای تو شانی از شوون ولایت الله است. رتبه‌ای از ولایت خدا. یعنی تو کارهای خدایی می‌کنی. تو به اذن خدای تبارک و تعالی خرق عادت می‌کنی. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امام صادق(علیه السلام) خبر می‌دهند که از ما یک بانویی در قم دفن می‌شوند و این حرف را قبل از ولادت حضرت فرمودند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و قداست باطنی حضرت معصومه(علیهاالسلام) که باعث افتخار شیعیان جهان است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN&gt;4- روز ولادت حضرت معصومه(علیهاالسلام) روز دختران نام‌گذاری شده، پیام خود را به دختران بفرمایید.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عرض می‌كنم كه اگر به دنبال الگو هستند مراقب باشند که برایشان الگوتراشی به اشتباه نشود. بهترین الگو حضرت فاطمه معصومه(علیهاالسلام) هستند. ایشان 17 روز در قم بودند و پس از آن رحلت کردند ولی در همین 17 روز در مدرسه ستیه، محراب عبادت داشتند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;باید عبادت را از ایشان الگو بگیریم. در یک کلام راه، راه حضرت معصومه و برادرشان حضرت رضا(علیهماالسلام) است. راه را گم نکنیم که راه سعادت این راه است پس اشتباه نکنیم.&lt;/P&gt;&lt;SPAN&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;4- دامنه شفاعت حضرت معصومه(علیهاالسلام) خیلی وسیع است آیا ممکن است این شفاعت با همان شفاعت جهانی که از قم سرایت پیدا می‌کند ارتباطی داشته باشد؟&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;P&gt;عالم، جهان علل و اسباب است. و اینگونه نیست که بی‌جهت کسی به مقام شفاعت برسد. راه هدایت، از قم گسترده می‌شود. از قم علم و دانش و کمالات معنوی به تمام سرزمین‌ها ریزش می‌کند. سیطره نفوذ علم و فرهنگ قم به اماکن مختلف رسیده و سبب شفاعت می‌شوند. کسانی که به حضرت معصومه(علیهاالسلام) رو آورده‌اند چه اشکالی دارد که اگر کسی از آنان در روز قیامت مشکلی داشت مورد شفاعت قرار بگیرد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نفوذ هدایت حضرت به جهان می‌طلبد که آنها از شفاعت گسترده ایشان هم بهره ببرند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;امید که از هدایت‌های ایشان بهره کامل ببریم تا به شفاعت ایشان نائل آئیم.&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;</description>
<pubDate>Tue, 27 Oct 2009 07:34:40 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=howzeh&amp;postid=117</comments>
<dc:creator>howzeh</dc:creator>
<guid>http://howzeh.blogfa.com/post-117.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هم حجره ای سلام</title>
<link>http://howzeh.blogfa.com/post-116.aspx</link>
<description>&lt;DIV id=s-t-s&gt;
&lt;DIV id=news_stitle&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV id=news_title&gt;هم حجره ای سلام&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV id=news_summary&gt;اول سال با همه این دغدغه ها زیباست. بیشتر طلبه ها در تابستان به شهرهای خودشان باز می گردند و آغاز سال تحصیلی از شهرهای خودشان به قم می آیند و برای هم خبرهای جدید دارند. حرف ها و حدیث های مردم شان را به قم می آورند.&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV id=imagenews&gt;
&lt;DIV id=news_image&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.rasael.ir/images/news/img/hamhojree_news.jpg&quot;&gt; &lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV id=news_text&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;&lt;BR&gt;بالاخره سال جدید آمد و دوباره زنگ تحصیل مدرسه علمیه قم نیز به صدا درآمد. زنگ سال جدید در حوزه های علمیه معمولا به شکل سخنرانی های علما است. اساتید بزرگ می آیند و برای طلاب از وظایفشان می گویند، از بایدها و نبایدهای طلبگی و از سختی های راه. مثلا امسال در قم آیت الله مقتدایی صحبت کرد و بعد هم آیت الله سبحانی. در مشهد آیت الله علم الهدی و در اصفهان آیت الله مظاهری. هر کدام از دغدغه هایشان گفتند و طلاب شنیدند وخبرگزاری ها هم خبرش را روی صفحه اول مخابره کردند. &lt;BR&gt;سال نو که آغاز می شود طلاب جوان به دنبال کتاب های سال جدید می روند. پاساژ قدس، در نزدیکی حرم که مرکزی است برای کتابفروش های قم، این روزها فروش بیشتری از کتاب های حوزوی دارد. علاوه بر آن وقتی از در پشتی فیضیه وارد حوزه می شوی صف طولانی طلاب را می بینی که منتظرند کتابفروشی فیضیه باز شود و کتاب های سال جدید را با قیمت مناسب به دست طلاب جوان برساند. کتاب های فقه، اصول، ادبیات، منطق، فلسفه و خلاصه خیلی از کتابهایی که مربوط به حوزه و دروس حوزوی هست. &lt;BR&gt;استاد هم برای تحصیل مهم است و البته از نگاه طلبه ها استاد یکی از مهمترین ارکان رشد شخصیت طلبگی است. یکی از شاخصه های یک طلبه این است که شاگرد چه کسی است؟ در ادبیات حوزوی اینطور تعریف شده است که انگیزه حضور در کلاس و درس در اینجا مدرک نیست، برای همین است که از سال هفتم به بعد، انتخاب استاد کاملا با خودشان است. در این کلاس ها حضور و غیابی هم در کار نیست. هر استاد سبک خاص به خود را دارد و شاگرد را بر سبک خود پرورش می دهد.&lt;BR&gt;اعلان کلاس ها هم معمولا به عهده شاگردان نزدیک اساتید است. هنوز روش سنتی اطلاعیه های کاغذی روی دیوار جوابگو است. اوائل سال تحصیلی مرکز شهر قم، دیوارهای محدوده مرکز شهر از اطلاعیه های دروس اساتید به چشم می خورد. این وضعیت در تابلوهای اعلانات مدرسه های علمیه به طور اشباع شده ای تکرار می شود. چندین سری اعلامیه روی هم چسبانده شده اند. طلبه ها می آیند روبروی تابلو و نگاه می کنند و از وضعیت اساتید اطلاع پیدا می کنند.&lt;BR&gt;کلاس ها در مدارس علمیه تشکیل می شود. در مرکز شهر قم، علاوه بر مدرسه فیضیه چند مدرسه دیگر هم هست. مدرسه آیت الله بروجردی، که به مدرسه خان شهرت دارد؛ مدرسه آیت الله گلپایگانی و چند محل دیگر که درس ها در آنها برپا می شود. اینگونه است که مرکز شهر و محدوده اطراف حرم به شکل یک دانشگاه درآمده است. دانشگاهی با دانشکده های پراکنده.&lt;BR&gt;رکن دیگر طلبگی که اول هر سال به چشم می آید هم بحث برای مباحثه است. مباحثه یکی از سنت های دیرین حوزه محسوب می شود. طلبه ها پس از آنکه درس را از استاد گرفتند و مطالعه کردند چند نفری می نشینند و  درس را تکرار می کنند. یک نفر موظف می شود متن را بخواند و توضیح دهد و به اشکال ها پاسخ دهد. در ایام تحصیل، اگر سری به حرم حضرت معصومه بزنید حتما طلبه ها را می بینید که مشغول مباحثه هستند. گاهی اوقات بحث های طلبگی آنقدر بالا می گیرد که برای همه جلب توجه می کند.  آیت‌الله بهشتی و آیت‌الله العظمی‌شبیری‌‌زنجانی که از شاگردان مرحوم آیت‌الله العظمی سیدمحمد داماد بوده‌اند، از مشهورترین هم بحثی‌های دهه ۳۰ شمسی محسوب می‌شوند که بحث‌های داغی داشته‌اند. آیت‌الله محمد یزدی نیز در دهه۴۰، صدایش در مباحثات حتی زائران حرم حضرت معصومه(س) را به کنجکاوی وامی‌داشت تا به تماشای بحث داغ وی بنشینند.مباحثه قوانین خاص خود را دارد که به صورت سینه به سینه از بزرگتر ها به کوچکترها منتقل می شود. مثلا اینکه گروه های بحث نباید بیش از سه نفر باشد. معروف است که برای تعداد افراد حاضر در یک بحث مفید، 2 نفر کم است و 3 نفر زیاد! اینگونه است که طلبه ها با مباحثه هم قدرت بیان شان بالا می رود، هم تمرین تدریس می کنند و  هم اشکال هایشان را در فهم درس بهتر می فهمند. هم مباحثه ای ها هم البته در حوزه داستان جدایی دارند. مباحثه گاهی آغاز دوستی های عمیقی می شود که گاه تا آخر عمر ادامه می یابد.  &lt;BR&gt;طلبه هایی که بومی قم نیستند و ازدواج نکرده اند برای سکونت در حجره می مانند. حجره کلمه ای عربی به معنای اتاق است. از زمان های قدیم در اطراف مساجد اتاق هایی می ساختند که طلاب برای استراحت از آن استفاده می کردند. امروزه بیشتر مدارس علمیه برای سکونت طلبه ها خوابگاه دارند که این خوابگاه ها در اصطلاح طلبگی به حجره معروف است. انتخاب هم حجره ای هم یکی از دغدغه های اول سال است. امام خمینی با بزرگانی مثل مرحوم آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی و آیت‌الله  گلپایگانی در مدرسه دارالشفا هم حجر‌های بوده و دوستی خود را ادامه داد.&lt;BR&gt;اول سال با همه این دغدغه ها زیباست. بیشتر طلبه ها در تابستان به شهرهای خودشان باز می گردند و آغاز سال تحصیلی از شهرهای خودشان به قم می آیند و برای هم خبرهای جدید دارند. حرف ها و حدیث های مردم شان را به قم می آورند. اینگونه است که همانطور که مهر ماه می آید و هوای قم رو به سردی می رود، طلبه ها با دل هایی گرم به فکر  آغاز روند جدیدی برای فهم دین و رفع درد مردم هستند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sun, 25 Oct 2009 06:51:08 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=howzeh&amp;postid=116</comments>
<dc:creator>howzeh</dc:creator>
<guid>http://howzeh.blogfa.com/post-116.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آیت‌الله العظمی بروجردی؛ اسوه مرجعیت</title>
<link>http://howzeh.blogfa.com/post-115.aspx</link>
<description>&lt;DIV id=s-t-s&gt;
&lt;DIV id=news_stitle&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV id=news_title&gt;آیت‌الله العظمی بروجردی؛ اسوه مرجعیت&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV id=news_summary&gt;پنجاهمین سال قمری رحلت آیت الله العظمی بروزجدی در حالی فرارسیده است که زعامت ان مرجع تقلید همچنان مورد توجه بزرگان حوزه و صاحبه نظران تاریخی است، زعامتی که به اعتراف حوزه عملیه قم را مدیون خود کرده است.&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV id=imagenews&gt;
&lt;DIV id=news_image&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.rasael.ir/images/news/img/borojerdi_news.jpg&quot;&gt; &lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV id=news_text&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;با زعامت آیت الله، اقداماتی در زمینه های مختلف فرهنگی – سیاسی – اجتماعی از طرف ایشان صورت گرفت . و تحولات در حوزه علمیه قم به وجود آمد ، آیت الله بروجردی بی تفاوت به مسائل سیاسی نبوده بلكه در این زمینه دارای عمل و فعالیت بوده از جمله مواضع آیت الله در نجف و شركت در جلسه تصمیم گیری سیاسی مراجع و بازداشت ایشان در هنگام بازگشت، حمایت از آیت الله قمی در سال 1322، مخالفت با تغییر قانون اساسی، حمایت از مردم فلسطین، برخورد با شاه، برخورد با بهاییان – كه در دستگاههای دولتی وارد شده بودند و عهده دار بسیاری از مشاغل هم بودند ؛ همه بیانگر ماهیت سیاسی رفتار آیت الله بروجردی است&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;نگاهی به زندگی آیت الله بروجردی &lt;BR&gt;آیت الله سید حسین بروجردی در یكی از روزهای آخر ماه صفر سال 1292 ه . ق در شهر بروجرد چشم به جهان گشود . وی از سادات طباطبایی و تبارش با سی واسطه به امام حسن مجتبی (ع) می رسد . &lt;BR&gt;ایشان از همان ایام كودكی مورد مهر و علاقه سرشار پدرش – سید علی – بود ، وی در سن هفت سالگی به مكتبخانه رفت ، پیشرفت سریع در امر تحصیل از یك طرف و نیز محیط مكتبخانه كه قادر نبود احتیاجات تحصیلی وی را برآورد ، موجب گردید كه پدرش او را از مكتب خانه به مدرسه بفرستند . 1 &lt;BR&gt;بدین گونه آیت الله بروجردی علوم مقدماتی را با صرف و نحو ، منطق و معانی ، بیان ، بدیع و سطح فقه ، اصول را نزد پدر دانشمندش و دیگر اساتید آن روز بروجرد فرا گرفت . &lt;BR&gt;ایشان برای ادامه تحصیل در سن هیجده سالگی به سوی حوزه علمیه اصفهان رهسپار گردید و در حوزه علمیه این شهر به مدت چهار سال در محضر اساتید بزرگی همچون میرزا ابوالمعالی كلباسی ، سید محمدتقی مدرسی ، سید محمدباقر درچه ای، جهانگیر خان قشقایی و ملا محمد كاشانی به تكمیل اندوخته های علمی خود همت گمارد . 2 &lt;BR&gt;آیت الله بروجردی در سال 1314 برای امر ازدواج به بروجرد بازگردید و پس از چندی به همراه همسرش به اصفهان برگشت و دوباره به حوزه درس اساتید خود حضور یافت و در این مدت بیشترین وقت خود را صرف مطالعه نمود به طوری كه هیجده ساعت از یك شبانه روز را به مطالعه می پرداخت . 3 &lt;BR&gt;ایشان مجموعا نه سال در اصفهان اقامت داشتند در همین زمان به مراتب عالی اجتهاد دست یافته بود. &lt;BR&gt;آیت الله بروجردی بنا به درخواست پدرش از اصفهان به بروجرد برمی گردد و پس از مدتی عازم نجف اشرف شدند . وی علاوه بر شركت در مجالس درس آیت الله آخوند خراسانی، از محضر علمای دیگر همچون شیخ الشریعه اصفهانی و مرحوم آقا سید محمد كاظم یزدی كسب فیض نمود . خود ایشان هم در نجف حوزه درس تشكیل داده و جمعیت زیادی در درس ایشان شركت می كردند.4 &lt;BR&gt;آیت الله بروجردی پس از نه سال اقامت در نجف اشرف و كسب علم و دانش ، در سال 1328 ، در حالی كه از اساتید خود دارای اجازه اجتهاد بودند به بروجرد عزیمت نمود و مورد استقبال وصف ناپذیری قرار گرفت ، هنوز چند ماهی از ورودش به بروجرد نگذشته بود كه پدرش در سال 1329 ق چشم از جهان فرو بست . 5 در همین سال ، استادش – آخوند خراسانی – نیز دنیای فانی را وداع گفت و آیت الله بروجردی بارها می گفت : كه مرگ دو پدر به دنبال هم مرا به ستوه آورد و سخت منقلب كرد . &lt;BR&gt;وی از هنگام برگشت به بروجرد تا موقع رفتن به قم حدود سی سال در این شهر اقامت داشت و به طور مستمر مشغول تحصیل و تالیف و تدریس فقه و اصول ... بود و اغلب آثار مكتوب و ابتكارات علمی ایشان حامل این دوران اقامت در بروجرد می باشد . &lt;BR&gt;در همین زمان در بروجرد ، شیخ محمد حسین بروجردی ، ریاست و مرجعیت نامه را داشتند و بعد از رحلت ایشان ، مرجعیت شهر و توابع و نواحی غربی به آیت الله بروجردی رسید.6 &lt;BR&gt;ایشان در سال 1345 ق به قصد زیارت خانه خدا به سوی عراق رهسپار شدند و پس از مدتی اقامت در نجف اشرف و عتبات مقدسه ، عازم بیت الله شدند ، آیت الله بروجردی در بازگشت از حج در مرز خسروی به دنبال سیاستهای ضد اسلامی و ضد روحانیت رضاخان با دستور وی بازداشت شدو به تهران جلب و زندانی می گردند ، پس از چند رضا خان دستور آزادی وی را از زندان صادر می كند ، وی پس از آزادی به قصد زیارت امام رضا (ع) به مشهد مقدس رفتند و به مدت هشت ماه در آنجا ماندند . &lt;BR&gt;آیت الله بروجردی پس از اصرار مردم بروجرد و ارسال تلگرافهای پیاپی ، به وطن خود بازگشتند و منزل ایشان در طول این مدت پایگاه علمی اهل فضل و پناهگاه مردم رنجدیده و محروم بود. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;آیت الله بروجردی سپس به علت كسالت و بیماری – با تشخیص پزشكان معالج خود – به سوی تهران عزیمت نمود و در بیمارستان فیروزآباد شهر ری بستری و مورد مداوا قرار گرفتند.7 &lt;BR&gt;در مدت اقامت در بیمارستان فیروزآباد – كه هفتاد روز به طول انجامید – سیل تلگراف ها و نامه ها از اكثر نقاط به تهران سرازیر شد و گروههای مختلف از شاه گرفته تا نخست وزیر به عیادت وی آمدند.8 &lt;BR&gt;در حین زمان تجار تهران همگام با علمای قم برای مهاجرت آیت الله بروجردی به قم فعالیت می كردند و از ایشان خواستند كه به قم مهاجرت كنند ، علما و مدرسین حوزه هم استدلال می كردند كه اگر ایشان مرجعیت عامه را بپذیرد ، اختلافات موجود خاتمه پیدا می كند و سدی در مقابل هجمه هایی كه به حوزه و روحانیت و فرهنگ شیعه می شود ، ایجاد می گردد. &lt;BR&gt;امام خمینی هم بازسازی حوزه را تنها عامل نجات تشیع می دانست ، می توانست در پرتو مرجعیت واحد در داخل ایران ، حوزه تشیع را قدرت بخشید و از فروپاشی و اضمحلال آن جلوگیری كرد لذا برای آمدن آیت الله بروجردی به قم از هیچ اقدامی فروگذاری نكرد.9 &lt;BR&gt;سرانجام آیت الله بروجردی در برابر درخواست ها و اصرار بسیار زیاد علما و گروههای مختلف مردم تسلیم می شوند و در محرم سال 1364 ق – در حالی كه در میان استقبال گرم علما و فضلا و بازاریان .... كه به پیشواز آمده بودند – وارد شهر قم شدند.10 &lt;BR&gt;ایشان پس از استقرار در قم ، ابتدا درس و بحث و اقامه نماز را در منزل برگزار كردند و كم كم برپایی نماز جماعت وی به صحن حرم مطهر حضرت معصومه (س) منتقل گردید و جمعیت زیادی شركت می كردند.11 &lt;BR&gt;با ورود آیت الله بروجردی به قم ، مراجع ثلاث هم مقدم ایشان را گرامی داشتند به طوری كه آیت الله صدر جای نماز خود را در صحن حرم مطهر به ایشان واگذار كرد ، آیت الله حجت هم وقت تدریس خود را – كه بهترین و مناسبترین زمان تدریس بود – به وی داد و آیت الله خوانساری در تكریم و بزرگداشت مرجعیت ایشان تلاش كافی از خود نشان داد.12 &lt;BR&gt;در همین زمان از طرف مردم بروجرد برای بازگرداندن آیت الله بروجردی ، تلاش ها و تكاپوهایی نمودند و به هر دری زدند ولی سودی نبخشید و آیت الله بروجردی در قم ماندگار شدند.13 &lt;BR&gt;حوزه علمیه قم در این زمان فاقد یك مدیریت واحد بود و علاوه بر آن از یك مرجعیت واحد برخوردار نبود و سرپرستی آن به عهده مراجع ثلاث بود . &lt;BR&gt;تعدد مراجع در امر مدیریت حوزه ، باعث ایجاد مشكلاتی شد ، بنابراین علمایی همچون امام برای ایجاد یك مرجعیت واحد، و سكونت مرجعیت تقلید در ایران و نیز وحدت و تقویت حوزه علمیه قم به تكاپو افتادند . امام خمینی برای مرجعیت آیت الله بروجردی تلاش بسیاری نمود و حتی با نوشتن نامه به علمای شهرستان ها ، ایشان را به عنوان مرجع معرفی می كرد و به شهرهای مختلف مسافرت و برای مرجعیت وی تبلیغ می نمود . &lt;BR&gt;علاوه بر تلاش های صورت گرفته، برجستگی های اخلاقی و معنوی و شخصیت علمی و نیز حوادثی طبیعی كه رخ داده مرجعیت را به سرعت در شخص آیت الله بروجردی جمع كرد ، در اوایل دهه سی، دو مرجع بزرگ یعنی آیت الله ابوالحسن اصفهانی و آیت الله قمی در نجف مستقر بودند، حدود یك و نیم سال بعد از ورود آیت الله بروجردی به قم، آیت الله ابوالحسن اصفهانی رحلت و در مدت كوتاهی بود، آیت الله قمی نیز دارفانی را وداع گفتند و بدین گونه قشر عظیمی از شیعیان ایران و عراق و دیگر نقاط متوجه قم و تقلید از آیت الله بروجردی گردیدند و بدین ترتیب مرجعیت عامه ایشان از سال 1336 محرز و حوزه علمیه قم رونق كامل گرفت و با رحلت مراجع ثلاث ،‌ مرجعیت بی چون و چرای آیت الله بروجردی تثبیت شد. 14 &lt;BR&gt;با زعامت آیت الله، اقداماتی در زمینه های مختلف فرهنگی – سیاسی – اجتماعی از طرف ایشان صورت گرفت . و تحولات در حوزه علمیه قم به وجود آمد ، آیت الله بروجردی بی تفاوت به مسائل سیاسی نبوده بلكه در این زمینه دارای عمل و فعالیت بوده از جمله مواضع آیت الله در نجف و شركت در جلسه تصمیم گیری سیاسی مراجع و بازداشت ایشان در هنگام بازگشت، حمایت از آیت الله قمی در سال 1322، مخالفت با تغییر قانون اساسی، حمایت از مردم فلسطین، برخورد با شاه، برخورد با بهاییان – كه در دستگاههای دولتی وارد شده بودند و عهده دار بسیاری از مشاغل هم بودند ؛ همه بیانگر ماهیت سیاسی رفتار آیت الله بروجردی است، هر چند بعضی از نویسندگان در سیاسی بودن ایشان تشكیك كرده اند و وی را در ردیف عالمانی به حساب آورده اند كه سیاست را از دین جدا می دانسته و سعی كرده است در مسائل سیاسی دخالت نكند، ولی آیت الله بروجردی به عنوان یك فقیه و مرجع شیعی به دلیل آموزه های اسلامی نمی توانست به لحاظ مبانی اندیشه ، فردی غیرسیاسی باشد . 15 &lt;BR&gt;خدمات آیت الله بروجردی : &lt;BR&gt;خدمات آیت الله بروجردی را می توان به دو دسته تقسیم شود : &lt;BR&gt;الف : خدمات فرهنگی – مذهبی &lt;BR&gt;ب : خدمات عمرانی – مذهبی &lt;BR&gt;خدمات فرهنگی آیت الله بروجردی به طور خلاصه عبارتند از : &lt;BR&gt;1- طرح اصلاح حوزه : برای اصلاح حوزه علمیه قم ، گروهی به نام هیات مسلمین فعالیت و اقداماتی به منظور اصلاح و سر و سامان دادن به امور حوزه تشكیل گردید كه این گروه از طرف آیت الله بروجردی مامور اصلاح حوزه و ایجاد نظم در ساختار آن شدند . &lt;BR&gt;2- تاسیس نشریاتی در زمان مرجعیت آیت الله بروجردی و حمایت های ایشان . &lt;BR&gt;3- احیاء آثار بزرگان اعم از اینكه علمی یا عمرانی باشد . &lt;BR&gt;4- پرورش شاگردان : حوزه درس آیت الله بروجردی از نشاط و شادابی خاصی برخوردار بود و عالمان و مراجع بزرگواری همچون : امام خمینی ، آیت الله گلپایگانی ، آیت الله محقق داماد ... در درس ایشان شركت می كردند و می توان گفت كه اكثر روحانیون برجسته ایران و اغلب مراجع تقلید در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی برای مدتی شاگرد ایشان بوده اند . &lt;BR&gt;5- اعزام مبلغان دینی به خارج از كشور . &lt;BR&gt;6- امتحان گرفتن از طلاب كه از ابتكارات آیت الله بروجردی بود و به وسیله آن افراد و درس خوان از كسانی كه درس نمی خواندند جدا می شدند . 16 &lt;BR&gt;ب : خدمات عمرانی : &lt;BR&gt;آثار و انبیه ای كه به دستور و یا به تشویق و یا به اجازه ایشان در شهرها و قصبات و دهات كشور و خارج از كشور ساخته شده بسیار زیاد است ، تنها در شهر تهران بنا به اظهار یكی از نزدیكان آیت الله بروجردی ، 134 بنا به اجازه و یا دستور ایشان ساخته شده است و هزاران مسجد و مدرسه و كتابخانه و حمام و بیمارستان ... در مدت شانزده سال زعامت ایشان در ایران و عراق و لبنان . آفریقا و اروپا ساخته شده است از جمله : &lt;BR&gt;1- مسجد اعظم قم 2- مسجد هامبورگ 3- مسجد نورآباد لرستان 4- مسجد ایرانشهر 5- مسجد شاهرود .... مسجدی در طرابلس لبنان مسجد ارگ تهران .... كتابخانه مسجد اعظم قم . كتابخانه مدرسه آیت الله بروجردی در كرمانشاه،تجدید بنای مدرسه علمیه خان قم، مدرسه آیت الله بروجردی در كرمانشاه، حسینیه تهرانی ها در كربلا، حسینیه و حمام در تهران و.... &lt;BR&gt;بیمارستان نكویی، قبرستان وادی السلام، تاسیس كارخانه سیلو در بروجرد، تاسیس كارخانه برق بروجرد، احداث سد رودخانه قم با توصیه های مكرر و جدی ایشان.17 &lt;BR&gt;شخصیت علمی آیت الله بروجردی : &lt;BR&gt;آیت الله بروجردی از درجه علمی بسیار بالایی برخوردار بود و در فقه و اصول ، تفسیر و رجال و تاریخ صاحب نظر بود و ما به اكثر علوم و فنون معمول در حوزه تسلط كامل داشت ، فقیه درجه اول زمان خود بود و در عین اینكه در فقه و اصول سبك نوینی داشت و صاحب ابتكار و نوآوری بود ، در علم رجال یك عالم قوی محسوب می شد و در ادبیات تبحر خاصی داشت . ایشان فقه را كه در دوره اخیر متروك شده بود و دوباره احیاء‌و رایج كرد و در درس خارج عمده نظرات و آراء عامه و اهل سنت طرح می كرد و اگر راهی برای جمع نظرات وجود داشت بیان می كرد. &lt;BR&gt;ایشان در فقه شیوه متفاوتی با سایر علما داشت و بین احكامی كه توسط امامان (ع) مستقیم تقریر و القاء شده و در كتاب های قدیمی شیعه آمده با احكامی جدید كه قرن های بعد به صورت فرعی و استیناطی اضافه شد . فرق می گذاشت اولی را ثابت و غیرقابل تغییر و اما دومی را قابل تغییر و تفسیر می دانست ، نكته دیگر اینكه ایشان مستقیما به سراغ منابع و فنون قدیمی و درجه اول می رفت و فقه شیعه را در كنار فقه اهل سنت معنا می كرد چون معتقد بود كه در زمان امامان (ع) فقه اهل سنت در جامعه وجود داشته و امامان با توجه به احكام موجود ، آن را تصحیح و تكمیل می كردند . &lt;BR&gt;آیت الله بروجردی همان گونه كه از نظر علمی و نیز تدریس علوم شخصیتی توانا بود در تالیف نیز بسیار قوی بودند ایشان دوران نویسندگی را از نجف اشرف آغاز كرده بودند و هنوز سی سال از عمرش نگذشته بود كه نوشتن ها حاشیه كفایه الاصول استادش – آخوند ملا محمد خراسانی را آغاز نمود .18 &lt;BR&gt;تالیفات عمده آیت الله بروجردی در چهار هفته می باشد : 19 &lt;BR&gt;الف : رجال &lt;BR&gt;ب : حدیث &lt;BR&gt;ج : فقه &lt;BR&gt;د: اصول فقه &lt;BR&gt;و در فلسفه ، منطق ، عقاید ، شعر هم ، آثاری از ایشان در دست است و با به ایشان نسبت داده شده است تعداد تالیفات و آثار علمی آیت الله بروجردی ( غیر از رساله های علمی ) به چهل كتاب و رساله ( همه به زبان عربی ) می رسد . 20 &lt;BR&gt;سرانجام آیت الله بروجردی صبح روز پنج شنبه 10 فروردین ماه 1340 برابر با شوال 1380 جان به جان آفرین تسلیم نمود . 21 &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;منابع : &lt;BR&gt;1 - ر. ك : پیشوایان تقریب ، آیت الله العظمی بروجردی و شیخ محمود شلتوف ، جمعی از نویسندگان ، معاونت فرهنگ مجمع جهانی ، تقریب مذاهب اسلامی ، تهران ، 1383 . ص 35-36 &lt;BR&gt;علوی طباطبایی ، سید محمدحسین ، خاطرات زندگانی آیت العظمی آقای بروجردی ، سازمان چاپ و انتشارات اطلاعات ، تهران ، خرداد 1341 ص 20-21 &lt;BR&gt;2 - ر. ك : دوانی ، علی ، مفاخر اسلام ، مركز اسناد انقلاب اسلامی ، تهران ، 1379 ، ص 97 &lt;BR&gt;اباذری ، عبدالرحیم ، آیت الله بروجردی ( آیت اخلاص ) ، معاونت فرهنگی معاونت جهانی تقریب مذاهب اسلامی ، تهران ، 1379 ص 17-18 &lt;BR&gt;علوی طباطبایی ، سید محمدحسین ، پیشین . ص 24 &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;3 - ر. ك : دوانی ، علی ؛ پیشین . ص 98 . واعظ زاده خراسانی ، زندگی آیت الله العظمی بروجردی ، مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی ، تهران ، 1379 ، ص 37 &lt;BR&gt;علی آبادی ، محمد ، الگوی زعامت ، انتشارات دامچی ، قم ، 1379 ، ص 24 &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;4 - ر.ك : دوانی ، علی ، پیشین ، ص 102 و 99 اباذری ، عبدالرحیم ، پیشین ، ص 18-19 &lt;BR&gt;5 - دوانی ، علی ، پیشین ، ص 104 &lt;BR&gt;6 - ر. ك : همان ، ص 106 . اباذری ، عبدالرحیم ، پیشین ، ص 20-23 &lt;BR&gt;7 - ر. ك : مجله حوزه ، شماره های 44و43 ، ص 333 ، دوانی ، علی ، پیشین ، ص 122-19 &lt;BR&gt;واعظ زاده خراسانی ، پیشین ، ص 46-47 ، علوی طباطبایی ، سید محمدحسین ، پیشین ، ص 55-45و42 &lt;BR&gt;8- ر. ك : علوی طباطبایی ، سید محمدحسین ، پیشین ، ص 55-56 &lt;BR&gt;9 - ر. ك : حسینیان ، روح الله ، پیشین ، ص 371و363 &lt;BR&gt;10- كرباسچی ، غلامرضا ، تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی (تاریخ حوزه علمیه قم ) ، مركز اسناد انقلاب اسلامی با همكاری بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی – تهران ، 1380- ص 98 &lt;BR&gt;علوی طباطبایی ، سید محمدحسین ، پیشین ، ص 60-59 ، دوانی ، علی ، پیشین ، ص 182 &lt;BR&gt;11 - هفتاد سال خاطره از بدلا ، پیشین ، ص 147-146 &lt;BR&gt;12- حسینیان ، روح الله ، پیشین ، ص 372 &lt;BR&gt;13- كرباسچی ، غلامرضا ، پیشین ، ص 121و119 &lt;BR&gt;14- ر.ك : حسینیان ، روح الله ، پیشین ، ص 377 ، هفتاد سال خاطره از بدلا ، پیشین ، ص 146 ، دوانی ، علی ، پیشین ، ص 208 ، رجبی ، محمدحسن ، زندگینامه سیاسی امام خمینی ، مركز اسناد انقلاب اسلامی ، تهران ، 1377 . ص 226-225 &lt;BR&gt;15- حسینیان ، روح الله ،‌پیشین ، ص 405 &lt;BR&gt;16- ر.ك : كرباسچی ، غلامرضا ،پیشین ، ص 252و251 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌- اباذری ، عبدالرحیم ، پیشین ، ص 87 – علی آبادی ، محمد – پیشین ، ص 123 – دوانی ، علی ، پیشین ، ص 579 &lt;BR&gt;17- ر.ك : دوانی ، پیشین ، ص 441-419 &lt;BR&gt;علوی طباطبایی ، محمدحسین ، پیشین ، ص 116-101 ، علی آبادی ، محمد ، پیشین ، ص 131 &lt;BR&gt;18- ر. ك : صادقی ، سید مصطفی ، خاطرات آیت الله احمد صابری همدانی ، مركز اسناد انقلاب اسلامی ، تهران ، 1383 : ص 91 – حوزه ، پیشین ، ص 112 &lt;BR&gt;كاشفی خوانساری ، سید علی ، آیت الله بروجردی ، انتشارات مدرسه ، تهران ، 1385 ، ص 60-59 &lt;BR&gt;19- حوزه ، پیشین ، ص 287 &lt;BR&gt;20- حان ، ص 289 &lt;BR&gt;21- دوانی ، علی ، پیشین ، ص 217 &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sun, 25 Oct 2009 06:50:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=howzeh&amp;postid=115</comments>
<dc:creator>howzeh</dc:creator>
<guid>http://howzeh.blogfa.com/post-115.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>لطفا كسی به این سوالات امام صادق جواب دهد </title>
<link>http://howzeh.blogfa.com/post-114.aspx</link>
<description>&lt;TABLE class=contentpaneopen&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD class=contentheading width=&quot;100%&quot;&gt;لطفا كسی به این سوالات امام صادق جواب دهد &lt;/TD&gt;
&lt;TD class=buttonheading align=right width=&quot;100%&quot;&gt;&lt;A title=Print onclick=&quot;window.open(&apos;http://www.sanyehnews.com/sanyeh/website/index2.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=13122&amp;pop=1&amp;page=0&amp;Itemid=9&apos;,&apos;win2&apos;,&apos;status=no,toolbar=no,scrollbars=yes,titlebar=no,menubar=no,resizable=yes,width=640,height=480,directories=no,location=no&apos;); return false;&quot; href=&quot;http://www.sanyehnews.com/sanyeh/website/index2.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=13122&amp;pop=1&amp;page=0&amp;Itemid=9&quot; target=_blank&gt;&lt;/A&gt; &lt;/TD&gt;
&lt;TD class=buttonheading align=right width=&quot;100%&quot;&gt;&lt;A title=E-mail onclick=&quot;window.open(&apos;http://www.sanyehnews.com/sanyeh/website/index2.php?option=com_content&amp;task=emailform&amp;id=13122&amp;itemid=9&apos;,&apos;win2&apos;,&apos;status=no,toolbar=no,scrollbars=yes,titlebar=no,menubar=no,resizable=yes,width=400,height=250,directories=no,location=no&apos;); return false;&quot; href=&quot;http://www.sanyehnews.com/sanyeh/website/index2.php?option=com_content&amp;task=emailform&amp;id=13122&amp;itemid=9&quot; target=_blank&gt;&lt;/A&gt; &lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;
&lt;TABLE class=contentpaneopen style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT face=tahoma&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot; vAlign=top colSpan=2&gt;&lt;FONT face=tahoma&gt;&lt;FONT face=tahoma&gt;
&lt;DIV class=&apos;\&quot;createdate\&quot;&apos;&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=&apos;\&quot;createdate\&quot;&apos;&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=&apos;\&quot;createdate\&quot;&apos;&gt;&lt;IMG height=200 alt=&quot; &quot; src=&quot;http://www.sanyehnews.com/sanyeh/website/images/stories/emamsadeq.jpg&quot; width=297 align=right&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=&apos;\&quot;createdate\&quot;&apos;&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=&apos;\&quot;createdate\&quot;&apos;&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=&apos;\&quot;createdate\&quot;&apos;&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=&apos;\&quot;createdate\&quot;&apos;&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=&apos;\&quot;createdate\&quot;&apos;&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=&apos;\&quot;createdate\&quot;&apos;&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=&apos;\&quot;createdate\&quot;&apos;&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=&apos;\&quot;createdate\&quot;&apos;&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=&apos;\&quot;createdate\&quot;&apos;&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=&apos;\&quot;createdate\&quot;&apos;&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=&apos;\&quot;createdate\&quot;&apos;&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=&apos;\&quot;createdate\&quot;&apos;&gt;مردى از امام صادق علیه السلام نصیحتی خواست! آن حضرت به او فرمودند:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;1-&lt;/STRONG&gt; اگر خداى تعالى روزى را به عهده گرفته است غصه خوردنت براى چیست؟!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;2-&lt;/STRONG&gt; اگر روزى تقسیم شده است، حرص و آز براى چیست؟!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;3-&lt;/STRONG&gt; و اگر سنجش (در قیامت) حق است، پس ثروت اندوزى براى چیست؟!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;4-&lt;/STRONG&gt; و اگر عوض دادن خداى تعالى حق است، پس بخل ورزیدن براى چیست؟!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;5-&lt;/STRONG&gt; و اگر كیفر الهى آتش دوزخ است، پس گناه براى چیست؟!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;6-&lt;/STRONG&gt; و اگر مرگ حق است، پس شادمانى براى چیست؟!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;7-&lt;/STRONG&gt; و اگر (كارنامه) اعمال بر خدا عرضه مى‏شود، پس فریب براى چیست؟!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;8-&lt;/STRONG&gt; و اگر گذر كردن بر صراط حق است، پس خودپسندى براى چیست؟!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;9- &lt;/STRONG&gt;و اگر تمام چیزها به قضا و قدر است، پس اندوه براى چیست؟!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;10- &lt;/STRONG&gt;و اگر دنیا ناپایدار است، پس اعتماد و آرامش به آن براى چیست؟!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt; من و تو كه الان این مطلب را خواندیم، وقت آن است كه چند دقیقه‌ای به این چیست و چراها فكر كنیم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;خصال صدوق، ج 2، ص 450. سخنان حكمت‏آمیز، ترجمه و تحقیق ولی فاطمی&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/TABLE&gt;</description>
<pubDate>Wed, 14 Oct 2009 02:50:13 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=howzeh&amp;postid=114</comments>
<dc:creator>howzeh</dc:creator>
<guid>http://howzeh.blogfa.com/post-114.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق (ع) </title>
<link>http://howzeh.blogfa.com/post-113.aspx</link>
<description>&lt;TABLE class=contentpaneopen&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD class=contentheading width=&quot;100%&quot;&gt;ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق (ع) &lt;/TD&gt;
&lt;TD class=buttonheading align=right width=&quot;100%&quot;&gt;&lt;A title=چاپ onclick=&quot;window.open(&apos;http://www.mohakeme.com/index2.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=530&amp;pop=1&amp;page=0&amp;Itemid=29&apos;,&apos;win2&apos;,&apos;status=no,toolbar=no,scrollbars=yes,titlebar=no,menubar=no,resizable=yes,width=640,height=480,directories=no,location=no&apos;); return false;&quot; href=&quot;http://www.mohakeme.com/index2.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=530&amp;pop=1&amp;page=0&amp;Itemid=29&quot; target=_blank&gt;&lt;/A&gt; &lt;/TD&gt;
&lt;TD class=buttonheading align=right width=&quot;100%&quot;&gt;&lt;A title=&quot;ارسال به دوست&quot; onclick=&quot;window.open(&apos;http://www.mohakeme.com/index2.php?option=com_content&amp;task=emailform&amp;id=530&amp;itemid=29&apos;,&apos;win2&apos;,&apos;status=no,toolbar=no,scrollbars=yes,titlebar=no,menubar=no,resizable=yes,width=400,height=250,directories=no,location=no&apos;); return false;&quot; href=&quot;http://www.mohakeme.com/index2.php?option=com_content&amp;task=emailform&amp;id=530&amp;itemid=29&quot; target=_blank&gt;&lt;/A&gt; &lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;
&lt;TABLE class=contentpaneopen&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top align=left width=&quot;70%&quot; colSpan=2&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD class=createdate vAlign=top colSpan=2&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top colSpan=2&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;ویژه نامه شهادت امام صادق (علیه السلام) - محاکمه&quot; hspace=0 src=&quot;http://t0.gstatic.com/images?q=tbn:gHM4Jz5L1axSsM:http://takpcir.persiangig.com/Neinava/Images/EmamSadegh01.jpg&quot; align=left border=0&gt;امام صادق كسی است كه خود به این گنجها دست یافته است.  پس آدرسهایش همه درست است.&lt;BR&gt;با دقت، پایت را جای پای امام بگذار و برو تا تو هم برسی...&lt;/P&gt;
&lt;P class=GImg align=center&gt;&lt;IMG alt=كلید src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1387/07/2361662361265696235143191744256075175222.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;بسم الله:&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-RIGHT: 20px&quot;&gt;امام صادق علیه‌السلام فرمودند:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;1- طلبتُ الجنة، فوجدتها فی السخأ:&lt;SPAN&gt;بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در بخشندگی و جوانمردی یافتم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;2- و طلبتُ العافیة، فوجدتها فی العزلة:&lt;SPAN&gt;و تندرستی و رستگاری را جستجو نمودم، پس آن را در گوشه‏گیری (مثبت و سازنده) یافتم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;3- و طلبت ثقل المیزان، فوجدته فی شهادة «ان لا اله الا الله و محمد رسول الله»: &lt;SPAN&gt;و سنگینی ترازوی اعمال را جستجو نمودم، پس آن را در گواهی به یگانگی خدا تعالی و رسالت حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) یافتم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;4- و طلبت السرعة فی الدخول الی الجنة، فوجدتها فی العمل لله تعالی: &lt;SPAN&gt;سرعت در ورد به بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در كار خالصانه برای خدای تعالی یافتم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;5- و طلبتُ حب الموت، فوجدته فی تقدیم المال لوجه الله: &lt;SPAN&gt;و دوست داشتن مرگ را جستجو نمودم، پس آن را در پیش فرستادن ثروت (انفاق) برای خشنودی خدای تعالی یافتم. &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;برگ عیشی به گور خویش فرست        كس نیارد ز پس، تو پیش فرست&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;6- و طلبت حلاوة العبادة، فوجدتها فی ترك المعصیة: &lt;SPAN&gt;و شیرینی عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در ترك گناه یافتم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;7- و طلبت رقة القلب، فوجدتها فی الجوع و العطش: &lt;SPAN&gt;و رقت (نرمی) قلب را جستجو نمودم، پس آن را در گرسنگی و تشنگی (روزه) یافتم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;8- و طلبت نور القلب، فوجدته فی التفكر و البكأ: &lt;SPAN&gt;و روشنی قلب را جستجو نمودم، پس آن را در اندیشیدن و گریستن یافتم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;9- و طلبت الجواز علی الصراط، فوجدته فی الصدقة: &lt;SPAN&gt;و (آسانی) عبور بر صراط را جستجو نمودم، پس آن را در صدقه یافتم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;10- و طلبت نور الوجه، فوجدته فی صلاة اللیل:&lt;SPAN&gt;و روشنی رخسار را جستجو نمودم، پس آن را در نماز شب یافتم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;11- و طلبت فضل الجهاد، فوجدته فی الكسب للعیال: &lt;SPAN&gt;و فضیلت جهاد را جستجو نمودم، پس آن را در به دست آوردن هزینه زندگی زن و فرزند یافتم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;12- و طلبت حب الله عزوجل، فوجدته فی بغض اهل المعاصی:&lt;SPAN&gt;و دوستی خدای تعالی را جستجو كردم، پس آن را در دشمنی با گنهكاران یافتم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;13- و طلبت الرئاسة، فوجدتها فی النصیحة لعبادالله: &lt;SPAN&gt;و سروری و بزرگی را جستجو نمودم، پس آن را در خیرخواهی برای بندگان خدا یافتم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;14- و طلبت فراغ القلب، فوجدته فی قلة المال: &lt;SPAN&gt;و آسایش قلب را جستجو نمودم، پس آن را در كمی ثروت یافتم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;15- و طلبت عزائم الامور، فوجدتها فی الصبر:&lt;SPAN&gt;و كارهای پر ارزش را جستجو نمودم، پس آن را در شكیبایی یافتم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;16- و طلبت الشرف، فوجدته فی العلم: &lt;SPAN&gt;و بلندی قدر و حسب را جستجو نمودم، پس آن را در دانش یافتم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;17- و طلبت العبادة فوجدتها فی الورع: &lt;SPAN&gt;و عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در پرهیزكار یافتم .&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;18- و طلبت الراحة، فوجدتها فی الزهد:&lt;SPAN&gt;و آسایش را جستجو نمودم، پس آن را در پارسایی یافتم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;19- و طلبت الرفعة، فوجدتها فی التواضع: &lt;SPAN&gt;برتری و بزرگواری را جستجو نمودم، پس آن را در فروتنی یافتم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;20- و طلبت العز، فوجدته فی الصدق: &lt;SPAN&gt;و عزت (ارجمندی) را جستجو نمودم، پس آن را در راستی و درستی یافتم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;21- و طلبت الذلة، فوجدتها فی الصوم: &lt;SPAN&gt;و نرمی و فروتنی را جستجو نمودم، پس آن را در روزه یافتم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;22- و طلبت الغنی، فوجدته فی القناعة: &lt;SPAN&gt;و توانگری را جستجو نمودم، پس آن را در قناعت یافتم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;قناعت توانگر كند مرد را          خبر كن حریص جهانگرد را&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;23- و طلبت الانس، فوجدته فی قرائة القرآن: &lt;SPAN&gt;و آرامش و همدمی را جستجو نمودم، پس آن را در خواندن قرآن یافتم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;24- و طلبت صحبة الناس، فوجدتها فی حسن الخلق: &lt;SPAN&gt;و همراهی و گفتگوی با مردم را جستجو نمودم، پس آن را در خوشخویی یافتم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;25- و طلبت رضی الله، فوجدته فی برّ الوالدین: &lt;SPAN&gt;و خوشنودی خدا تعالی را جستجو نمودم، پس آن را در نیكی به پدر و مادر یافتم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;&lt;/HR&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;منبع : &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مستدرك الوسائل، ج 12، ص 173 - 174، ح 13810&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;-------------------------------------------------------&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;H1&gt;
&lt;P&gt;امام صادق گفت به همه‌ی شما بگویم كه:...&lt;/P&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;DIV class=GImg&gt;&lt;IMG alt=قاصدك src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1387/07/23463801242525219214216422310619811213675147.jpg&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;امام صادق  به من&lt;SUP&gt;1 &lt;/SUP&gt;فرمود: به همه كسانی كه به نظر تو، مطیع ما هستند و از ما حرف می‏شنوند، سلام برسان. و بگو من همه شما را به تقوای الهی و ورع دینی فرا می‏خوانم، و اینكه برای خدا كوشش كنید، راستگو باشید، ادای امانت كنید و سجده‏های طولانی داشته باشید و برای همسایگان خوبی باشید كه محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله)، با این تعالیم و آموزشها آمده است. امانت و ودیعه اشخاصی را كه شما را امین شناخته‏اند و چیزی را به شما سپرده‏اند، چه نیكوكار باشند یا بدكار، به ایشان سالم پس دهید؛ زیرا رسول الله صوات الله علیه دستور دادند كه حتی نخ و سوزن هم تحویل شود. و به خویشاوندان و اقوام خود صله و احسان كنید و بر جنازه آنان و در تشییع‌شان شركت نمائید و بیمارانشان را عیادت كنید و حقوق ایشان را ادا نمائید؛ چون اگر یكی از شما (چنین رفتار كند و) در دین خویش ورع داشته باشد، راست بگوید، ادای امانت كند و با مردم خوش اخلاق و خوشرفتار باشد، گفته می‏شود: این جعفری است و من خوشحال میشوم و از این وضع دلشاد می‏گردم و گفته می‏شود: اینگونه است ادب و تربیت جعفر، اما اگر جز این باشید، گرفتاری و ننگ و عار شما بر من است و گفته می‏شود: اینگونه است تعلیم و تربیت جعفر؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به خدا سوگند، حدیث كرد مرا پدرم كه مردی در میان قبیله‏ای از شیعیان علی (علیه‌السلام) شمرده می‏شود كه وارسته‏ترین، امانت‏دارترین، راستگوترین، و درزمینه قضاوت، عادلترین آنان باشد و وقتی از افراد قبیله راجع به او سؤال شود كه او چگونه مردی است، پاسخ دهند: چه كسی همانند اوست؟ راستی كه او امین‏ترین و صادق‏ترین ماست.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; منبع : &lt;BR&gt;1- زید شحام &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;-------------------------------------------------------&lt;/P&gt;
&lt;H1&gt;
&lt;P align=center&gt;اشك ملائك&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=GImg&gt;&lt;IMG alt=دخيل src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1387/07/162991492299512525122815697841851527937159.jpg&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;P align=center&gt;زین ماتمی كه چشم ملایك ز خون، ترست&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;گویا عزای صادق آل پیمبرست&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;یا رب چه روی داده، كزین سوگ جانگداز&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;خلقی پریش خاطر و، دلها پر آذرست&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;مُلك و مَلك به ناله و افغان و اشك و آه&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;چون داغدار، حضرت موسی بن جعفرست&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;خون می رود ز فرط غم از چشم شیعیان&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;زیرا كه قلب عالم امكان مكدرست&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;منصور، شاد گشت ز قتل خدیو دین&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;اما به خُلد، غمزده زهرای اطهرست&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;او گرچه كشت خسرو دین را ولی به دهر&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;نامش به ننگ تا به ابد ثبت دفترست&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;تن در نداد بر ستم و، این كلام نغز&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;بر پیروان حق و عدالت مقررست:&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;آزاد مرد، تن به زبونی نمی دهد&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;مرگ از حیات در نظر مرد خوشترست&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;تنها نه اشكبار چشم &lt;SPAN&gt;صفا &lt;/SPAN&gt;زین عزا بود&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;دلهای شیعیان همه از غم مکدرست&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;-------------------------------------------------------&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;H1&gt;خودم به سویت می آمدم&lt;/H1&gt;
&lt;DIV class=GImg&gt;&lt;IMG alt=امام src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1387/07/2292349816767857557252732181071916715233.jpg&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;H1&gt;پیشنهاد حكومت به امام صادق علیه السلام&lt;/H1&gt;
&lt;P&gt;وقتی که ابو العباس سفاح و خانواده‏اش، پنهانى بر ابو سلمه خلاد كوفى وارد شدند، تصمیم ایشان مبنی بر ایجاد حکومت را مخفى داشت و خواست آن را در بین فرزندان على و فرزندان عباس به مشورت گذارد تا آنان هر كسى را كه خود مایل هستند اختیار كنند. اما بعدا با خود اندیشید كه من از آن بیم دارم كه نظر آنان با یكدیگر هماهنگ نباشد، لذا تصمیم گرفت‏خلافت را به فرزندان على (ع) از نسل امام حسن (ع) و امام حسین (ع) واگذار كند. پس به سه تن از آنان به نامهاى جعفر بن محمد بن على بن حسین و عمر بن على بن حسین و عبد الله بن حسن بن حسن نامه‏ نوشت. ابتدا پیك به سوى جعفر بن محمد رفت و او را خبر داد كه نامه‏اى از ابو سلمه با او است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امام (ع) گفت: مرا با ابو سلمه چه كار؟ او پیرو كس دیگرى است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فرستاده گفت: نامه را بخوان و عقیده خود را درباره آن بگو. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جعفر بن محمد (ع) به خدمتگزارش گفت: چراغ را نزدیك آر. خدمتكار چراغ را پیش آورد و امام (ع) نامه ابو سلمه را بر آن نهاد و نامه آتش گرفت. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فرستاده گفت: آیا آن را پاسخ نمى‏گویى؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امام فرمود: پاسخ مرا دیدى. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فرستاده از خانه امام صادق (ع) بیرون آمد و به نزد عبد الله بن حسن مثنى رفت. عبد الله نامه او را پذیرفت و به سوى جعفر بن محمد روانه گشت. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امام به او فرمود: چه كارى روى داده كه نزد من آمدى؟ اگر مى‏گفتى من خود به سویت مى‏آمدم. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عبد الله گفت: امر مهمى است كه گفتن آن ساده نیست. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فرمود: چیست؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گفت: این نامه ابو سلمه است مرا به كارى بزرگ فراخوانده و مى‏پندارد من سزاوارترین مردم به آنم و مى‏دانید كه پیروان ما از خراسان به نزد ابو سلمه آمده‏اند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امام صادق (ع) پرسید: اینان از چه هنگام پیروان تو شده‏اند؟ آیا تو ابو مسلم را به خراسان فرستاده‏اى و او را به پوشیدن جامه سیاه دستور داده‏اى؟آیا یكى از آنان را به اسم و نسب مى‏شناسى؟ چگونه ایشان پیروان تواند در حالى كه تو آنها را نمى‏شناسى و آنها هم تو را نمى‏شناسند؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عبد الله گفت: این پاسخ از شما چندان محكم نیست. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آنگاه امام صادق (ع) فرمود: خداوند به نیكى مى‏داند كه من بر خود واجب كرده‏ام كه از نصیحت هیچ مسلمانى فروگذار نكنم. پس چگونه مى‏توانم در حق تو كوتاهى كنم. پس در رؤیاهاى باطل فرو مرو. این حكومت فردا به نفع این جماعت تمام مى‏شود. و همین نامه كه براى تو آمده براى من نیز فرستاده شده است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پس از این گفت‏وگو، عبد الله كه از سخن امام (ع) چندان قانع نشده بود، خانه او را ترك كرد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عمر بن على بن حسین نیز نامه را رد كرد و گفت: من نویسنده آن را نمى‏شناسم تا پاسخش گویم.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;اما این سخن امام به عبد الله كه اگر مى‏گفتى من خود به نزدت مى‏آمدم، دلیل بر بزرگوارى اخلاقى و محافظت او بر حق رحم است. &lt;/STRONG&gt;در حالى كه عبد الله اسباب مزاحمت و رنجش امام را فراهم كرد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;&lt;/HR&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;منبع:&lt;BR&gt;كتاب سیره معصومان، نویسنده: سید محسن امین، ترجمه: على حجتى کرمانی&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;</description>
<pubDate>Wed, 14 Oct 2009 02:48:17 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=howzeh&amp;postid=113</comments>
<dc:creator>howzeh</dc:creator>
<guid>http://howzeh.blogfa.com/post-113.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مدیر منطقه چهار حوزه‌های علمیه خواهران خبر داد:اشتغال به تحصیل 3500 طلبه خواهر</title>
<link>http://howzeh.blogfa.com/post-112.aspx</link>
<description>&lt;TABLE id=tbl_lid_pic width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;مدیر منطقه چهار حوزه‌های علمیه خواهران خبر داد&lt;BR&gt;تحصیل 3500 طلبه خواهر&lt;BR&gt;3500 طلبه خواهر در40 مدرسه علمیه در استان‌های اصفهان و چهارمحال و بختیاری تحت پوشش منطقه چهار حوزه های علمیه خواهران مشغول تحصیل می باشند.&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.hawzahnews.ir/images/beluLine.jpg&quot;&gt; &lt;IMG id=Image1&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مدیر منطقه چهار حوزه‌های علمیه خواهران در گفت‌وگو با خبرنگار مرکز خبر حوزه، به سابقه فعالیت حوزه علمیه اصفهان اشاره کرد و گفت: حوزه علمیه اصفهان همواره از حوزه‌های مطرح شیعی بوده و عالمان زیادی در این شهر عالم خیز حضور داشتند و مردم اصفهان نیز علاقه زیادی به روحانیت دارند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حجت الاسلام و المسلمین سیدمهدی ابطحی افزود: در شرایطی که هیچ مدرسه علمیه ای برای بانوان در اصفهان وجود نداشت بانو مجتهده امین، زیر نظر آیت الله حاج سیدعلی نجف آبادی به تحصیل علوم حوزوی پرداخت و به درجه اجتهاد رسید که افتخاری برای بانوان اصفهان به حساب می آید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وی با بیان اینکه در سال 86 با حکم آیت الله شرعی، به عنوان مدیر حوزه علمیه منطقه چهار خواهران منصوب شده است، اظهار داشت: هزار و پانصد طلبه خواهر در40 مدرسه علمیه در دو استان اصفهان و چهارمحال و بختیاری مشغول به تحصیل می باشند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حجت الاسلام و المسلمین ابطحی با بیان اینکه 10 مدرسه علمیه در شهر اصفهان فعال می باشد، اظهار داشت: چهار مدرسه علمیه در استان چهارمحال‌وبختیاری و 26 مدرسه علمیه نیز در شهرهای تابعه اصفهان مستقر می باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وی به نحوه جذب طلاب خواهر بر اساس آزمون سراسری و به صورت متمرکز اشاره کرد و گفت: طلاب خواهر 190 واحد درسی را در 10 ترم  و در طول 5 سال می‌گذرانند تا مدرک سطح دو (کارشناسی) مورد تایید وزارت علوم، تحقیقات و فناوری را اخذ نمایند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حجت الاسلام و المسلمین ابطحی به تحصیل 250 طلبه خواهر در 5 مدرسه علمیه در مقطع سطح سه ( کارشناسی ارشد) اشاره کرد و گفت: این طلاب در رشته های تفسیرقرآن، فقه و اصول، فلسفه و کلام اسلامی مشغول به تحصیل می باشند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وی ادامه داد: امیدواریم تا پایان سال 1390 اساتید مجربی را برای سطح دو تربیت کرده و در مدارس علمیه مستقر نماییم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مدیر منطقه حوزه‌های علمیه خواهران گفت: تاکنون بیش از 700 نفر از مدارس علمیه خواهران، فارغ‌التحصیل شده‌اند و 400 نفر از این تعداد در مراکز، موسسات و نهادهای فرهنگی فعالیت می کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حجت‌الاسلام و‌المسلمین ابطحی با بیان اینکه به منظور برقراری ارتباط با حوزه علمیه اصفهان و شخصیت های برجسته این حوزه به دیدار حضرات آیات مظاهری،طباطبایی و ناصری اشاره کرد و اظهار داشت: در این دیدارها به بیان فعالیت های مدارس علمیه خواهران پرداختیم و با وجود اینکه بعضی از این بزرگان دیدگاه خوبی نسبت به مدارس علمیه بانوان نداشتند اما با ارایه گزارشی از عملکرد حوزه‌ علمیه خواهران نگرش آنها تغییر کرد و متقاضی گسترش این نوع مدارس شدند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وی افزود: آیت‌الله طباطبایی چندین بار اعلام داشته که باید در هر یک از شهرستانهای استان اصفهان مدرسه علمیه خواهران تاسیس شود، زیرا استقرار این نوع مدارس، در توسعه فرهنگ اسلامی موثر است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حجت‌الاسلام و‌المسلمین ابطحی گفت: برگزاری جلسات با نمایندگان مجلس، استاندار، فرماندار و مسئولان استانی از دیگر اقداماتی بوده که به منظور گسترش مدارس علمیه خواهران صورت گرفته است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وی با بیان اینکه سازمان مسکن و شهرسازی و اداره کل اوقاف و امور خیریه استان اصفهان، تعامل خوبی با منطقه چهار حوزه‌های علمیه خواهران دارند، اظهار داشت: زمین برای احداث 12 مدرسه علمیه مشخص شده و مقدمات ساخت این مدارس مهیا شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مدیر منطقه چهار حوزه‌های علمیه خواهران افزود: 50 درصد از کل هزینه ساخت مدارس را مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه خواهران پرداخت می کند، 25 درصد آن را موسس و 25 درصد دیگر نیز از کمک های مردمی و بودجه های عمرانی شهر تامین می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وی با بیان اینکه به منظور آشنایی مدیران و کادر اجرایی مدارس با دستورالعمل‌های ابلاغی مرکز، همایش ها و جلسات متعددی برگزار می شود، اظهار داشت: هر سه ماه یکبار نشستی با مدیران مدارس به منظور بررسی مشکلات و ارائه گزارش عملکردها داریم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حجت‌الاسلام والمسلمین ابطحی با اشاره به دعوت از معاونان آموزش، پژوهش، اداری و مالی مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران، گفت: هر یک از این معاونین در نشست‌های مدیران مدارس شرکت نموده و به سئوالات و ابهامات آنان پاسخ داده‌اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وی، تشکیل گروه علمی از میان اساتید مجرب را اقدامی مثبت در جهت رفع مشکلات علمی عنوان کرد و گفت: گروهی از اساتید مجرب با تشکیل جلسات، سوالات اساتید دیگر را مورد بررسی قرار می دهند و پاسخ آن را به طور کارشناسی ارائه می کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مدیر منطقه چهارحوزه‌های علمیه خواهران راه‌اندازی اتوماسیون اداری را همزمان با اجرای این طرح در استان تهران عنوان کرد و گفت: اکثر مدارس تحت پوشش این مرکز به این سیستم متصل است و مکاتبات از طریق اتوماسیون صورت می گیرد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حجت‌الاسلام و‌المسلمین ابطحی با بیان اینکه به همت مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه خواهران، همه اساتید را مورد ارزیابی قرار داده‌ایم، اظهار داشت: سال گذشته شخصیت‌های فاضلی از مرکز مدیریت به اصفهان آمدند و به صورت حضوری اساتید را در چهار رتبه عالی، خوب، متوسط و ضعیف مورد ارزیابی قرار دادند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وی افزود: اساتیدی که رتبه ضعیف را کسب کرده بودند از سیستم آموزش حذف و کسانی که رتبه متوسطی را اخذ کرده بودند با تعهد گذراندن دوره ضمن خدمت، جهت انجام فعالیت در مدارس علمیه غیر از مراکز استانها معرفی شدند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حجت‌الاسلام و‌المسلمین ابطحی از تقاضای 24 شهر برای تاسیس مدرسه علمیه خواهران خبر داد و گفت: این تقاضاها طبق شرایط ابلاغی مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه خواهران مورد بررسی قرار می گیرد و در صورت دارا بودن شرایط، مجوز فعالیت اعطا می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وی با بیان اینکه در سال گذشته چهار مدرسه در استان اصفهان تاسیس شد، افزود: دارا بودن 100 هزار نفر جمعیت، داشتن دو هزار متر زمین با فضای مناسب آموزشی، تامین مدیر،کادر اجرایی و اساتید مدرسه از سوی موسس از جمله شرایط تاسیس مدرسه علمیه خواهران در شهرستان‌ها است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حجت‌الاسلام و‌المسلمین ابطحی، تقویت مدارس علمیه خواهرن به لحاظ کمی و کیفی را از اهداف این مرکز عنوان کرد و گفت: با وجود آنکه هیچگونه تبلیغاتی از سوی این مرکز در سطح استانهای اصفهان و چهارمحال‌وبختیاری صورت نمی‌گیرد، اما با این حال تعداد متقاضیان ورود به حوزه‌های علمیه، همچنان سیر صعودی دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وی افزود: در سال گذشته چهار هزار نفر داوطلب وجود داشت که به دلیل کمبود فضای آموزشی 800 نفر از آنان جذب شدند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حجت‌الاسلام و‌المسلمین ابطحی همچنین به اقامه جماعت توسط خواهران طلبه سطح سه در مدارس دخترانه اشاره کرد و گفت: بر اساس استفتائی که از مراجع معظم تقلید و مقام معظم رهبری اخذ شد، تصمیم بر اقامه نماز جماعت توسط طلاب خواهر سطح سه گرفتیم و تا حدودی این امر نیز تحقق یافت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وی با بیان اینکه بیش از 10 مدرسه علمیه خواهران به صورت غیر رسمی در استان اصفهان فعالیت می‌کند، اظهار داشت: مردم علاقه فراوانی به تحصیل فرزندان خود در چنین مدارسی دارند و لذا بسط و توسعه مدارس علمیه خواهران می‌بایست از اولویت های کاری مسئولان باشد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 06 Oct 2009 07:33:44 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=howzeh&amp;postid=112</comments>
<dc:creator>howzeh</dc:creator>
<guid>http://howzeh.blogfa.com/post-112.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آیت‌‌الله مصباح‌یزدی:نظریات اسلام بر تئوری‌های غربی برتری دارد</title>
<link>http://howzeh.blogfa.com/post-111.aspx</link>
<description>&lt;TABLE id=tbl_lid_pic width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;آیت‌‌الله مصباح‌یزدی&lt;BR&gt;نظریات اسلام بر تئوری‌های غربی برتری دارد&lt;BR&gt;پس از گذشت سالیان متمادی از پیروزی انقلاب اسلامی، هنوز آن گونه که باید مباحث علوم انسانی اسلامی تبیین نشده است و باید نظریات اسلام بر تئوری های غربی برتری یابد.&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.hawzahnews.ir/images/beluLine.jpg&quot;&gt;&lt;IMG id=Image1&gt; 
&lt;P dir=rtl&gt;به گزارش مرکز خبر حوزه، آیت‌الله مصباح یزدی، عصر امروز در مراسم افتتاحیه سال تحصیلی جدید موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) اظهار داشتند: تولید علم و نهضت نرم‌افزاری ضروری و مورد نیاز جامعه است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ایشان با بیان اینکه معیارهای انتخاب علم برای تحصیل مختلف است، افزودند: در مواقعی انگیزه های شخصی و اهداف مادی موجب انتخاب علم می شود و گاهی نیز دلیل عقلی موجب تحصیل علم می‌شود که  این دلیل پسندیده‌تر است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;عضو مجلس خبرگان رهبری اضافه کردند: در مواقعی نیز احساس نیاز جامعه به برخی علوم موجب گرایش افراد به علم می‌شود، خصوصاً در زمانی که برای تامین این نیازها در جامعه نتوان از فارغ‌التحصیلان کشورهای دیگر استفاده کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;رییس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی گفتند: در راه تولید علم مفید باید متد و منابع صحیح را انتخاب کرد و نباید انگیزه های مادی برای پیشرفت این علوم وجود داشته باشد؛ چون انگیزه های مادی اهداف نهایی علوم را فاسد و منحرف می کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آیت‌الله مصباح‌یزدی داشتن بصیرت را در کنار استفاده از متد و منابع صحیح ضروری دانسته و بیان داشتند: عالم کامل کسی که بصیرت نسبت به تمام امور داشته باشد لذا عالمی که دین شناس و دارای بصیرت باشد برای جامعه مفید خواهد بود.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 06 Oct 2009 07:31:55 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=howzeh&amp;postid=111</comments>
<dc:creator>howzeh</dc:creator>
<guid>http://howzeh.blogfa.com/post-111.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پیمان طلاب جدیدالورود به حوزه علمیه با حضرت ولیعصر (عج)</title>
<link>http://howzeh.blogfa.com/post-110.aspx</link>
<description>&lt;TABLE id=tbl_lid_pic width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;پیمان طلاب جدیدالورود با حضرت ولیعصر (عج)&lt;BR&gt;مدیر مدرسه علمیه حقانی گفت: برای چهارمین سال پیاپی جلسه توجیهی طلاب جدید‌الورود مدرسه علمیه حقانی برگزار شد.&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.hawzahnews.ir/images/beluLine.jpg&quot;&gt;&lt;IMG id=Image1&gt; 
&lt;P dir=rtl&gt;حجت‌الاسلام واحدی در گفت‌وگو خبرنگار مرکز خبر حوزه گفت: هر ساله طلاب جدید‌الورود با اهداف، انگیزه‌ها و شناخت متفاوت وارد حوزه‌های علمیه می‌شوند لذا در راستای اطلاع‌رسانی و آگاهی‌بخشی و جهت‌دهی اهداف طلاب، نشست توجهی برای این طلاب برگزار می‌شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وی با بیان اینکه امسال 27 طلبه برای پایه اول پذیرش شده‌اند اظهار داشت: برگزاری جلسات توجیهی طلاب جدید‌الورود با هدف ارتقاء و جهت‌دهی اهداف و انگیزه‌های ورود به حوزه و تبیین، شفاف‌سازی و تصحیح شناخت طلاب از جایگاه اجتماعی حوزه‌های علمیه است که امسال 27 نفر و سال گذشته 50 طلبه پذیرش شده و در این جلسات شرکت کردند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مدیر مدرسه علمیه حقانی افزود: طلاب در این جلسات با فعالیت‌های حوزه در ابعاد تحصیلی، برنامه‌ها و ... آشنا شده و از مقررات داخلی مدرسه آگاهی می‌یابند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وی ادامه داد: در این جلسات سعی می‌شود طلاب با معاونت‌های مختلف مدرسه و مرکز مدیریت و وظایف آنها در راستای مرتفع شدن مشکلات آموزشی و پژوهشی و سایر مشکلات درسی و غیر درسی با معاونین فرهنگی و تربیتی مدرسه، مشاوران، اساتید و مدیریت مدرسه آشنا شوند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حجت‌الاسلام واحدی بیان داشت: با برگزاری این گونه جلسات، میان طلاب و معاونین و مدیران مدرسه احساس انس، الفت، دوستی، همکاری و تعاون برقرار می‌شود و فضای معنوی و علمی در مدرسه حاکم می‌شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مدیر مدرسه حقانی گفت: آشنایی با روش تحصیل طلاب،  جدیت در تحصیل و شناخت جایگاه اساتید در حوزه و آشنایی با فرهنگ حوزه، مانند مباحثه و تهجد از فوائد این جلسات است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وی با بیان موضوعات و عناوین مطرح شده در این جلسات تصریح کرد: موضوعات و عناوینی چون اهداف و انگیزه‌های ورود به حوزه و ادامه تحصیل در آن، اخلاق و آداب طلبگی، رعایت مقررات و قوانین و عنایات ویژه حضرت مهدی (عج) به حوزه‌های علمیه در این مراسم مطرح می‌شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مدیر مدرسه حقانی اظهار داشت: طلاب در پایان جلسه به اتفاق اساتید به جمکران مشرف شده و در آنجا عهد و پیمانی با حضرت حجت (عج) می‌بندد که شروع تحصیل طلبگی آنها با یاد حضرت آغاز شود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وی گفت: حضور مدیریت مدرسه و اساتید اخلاق و تربیت که توانایی لازم برای انتقال مهارت‌های طلبگی را دارند و نیز معرفی برخی از کتاب‌ها و آشنایی با روش‌های تحصیل در این جلسات موجب موفقیت آن می‌شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حجت‌الاسلام واحدی در پایان بیان داشت: حضور مراجع در این جلسات در تقویت اراده طلاب بسیار موثر است البته سال گذشته مرکز مدیریت با اقتباس از برنامه‌های این مدرسه چنین جلساتی را اجرا کرد که آثار و برکات بسیار خوبی داشت و ریزش‌ها به حداقل رسیده بود و امیدواریم این گونه جلسات در همه مدارس برگزار شود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 06 Oct 2009 07:30:56 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=howzeh&amp;postid=110</comments>
<dc:creator>howzeh</dc:creator>
<guid>http://howzeh.blogfa.com/post-110.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
