اصلاح طلبی ، طبلی توخالی و بی پایه و کورسویی
برای تغییر ارزش های نظام ایران اسلامی ...
خدا ازاو نگذرد ، کسی را که این جریان را در ایران به راه انداخت و با این کارش ، هرآنچه که از بلا و مصیبت و آزادی بیان بی حد و حصرو جامعه واقعا مدنی و آزادی های آنچنانی (؟) و دموکراسی اون طوری را رواج داد ! با نگاهی درست و منطقی ، کاملا درخواهیم یافت که این جریان کج الخط با تمام اعوان و انصارش از همان ابتداء و بدو تشکیل هیچ برنامه منظم و مشخصی برای اداره کشور حتی خودش نداشت و تنها توانست با آن شعارهای زیبا و عوام پسند اما فریبنده و نشدنی جایی را برای خود باز کند که البته آن هم زیاد طول نکشید ...
به هر حال این جریان حدود 10 سال یا کمی بیشتر از آن است که به صورت رسمی تری نسبت به قبل به فعالیتهایش ادامه می دهد ...
در برابر این جریان و در نقد آن نکاتی قابل ذکر است که لازم می آید بیان شوند :
جریان اصلاح طلبی از همان ابتدای تبلیغات ریاست جمهوری هفتم که جناب آقای خاتمی ( البته به اعتبار میر حسین موسوی ) با آن شعارهای تازه و نو که برای اکثریت عوام جامعه جالب به نظر می رسیدند ( آزادی ، جامعه مدنی ، دموکراسی و ...) ، توانست جایی را برای خود در جامعه باز کند ، جناب خاتمی در انتخابات با رای بالایی برگزیده شد و به عنوان ریاست جمهور ایران اسلامی منصوب شدند ، اما این پایان کار نبود و قضایای اصلی از این به بعد شروع شد ، حالا وقت عمل به شعارها بود ، اما چه شعارهایی ؟! با چه مبناهایی ؟! با چه حدود و اندازه ای ؟! با انطباق بر کدام یک از اصول قانون اساسی و حکومت اسلامی موجود در ایران ؟! جناب خاتمی شعار آزادی را داد اما مشخص نکرد که منظور او از این آزادی مورد ادعا چیست و حد آن تا چه اندازه ای است ! با ادامه و سپری شدن ریاست جمهوری کم کم اکثریت رای دهندگان دریافتند که به خاطر یک سری شعارهای بی مبنا و بدون تاثیر خاص در زندگیشان به ایشان رای داده اند ! بیشتر کسانی که به خاطر واژه آزادی به خاتمی رای دادند ، آن را مترادف با برهنگی یافته و در جامعه با وضع و احوال آنچنانی ظاهر شدند و به تدریج آن را رایج کردند ! در حالیکه به این نکته توجه نکردند که کشور ایران ، کشوری اسلامی است با قانون اساسی که مبنای آن اسلام است و لذا یک سری قوانین مخصوص به خود را دارد و مهمتر از آن خود اسلام که برای پیروانش دستوراتی دارد و یک مسلمان باید که به قوانین آن عمل کند و اینگونه نیست که دل بخواهی باشد ، یعنی از هر دستور اسلام که خوشش می آید اطاعت و از دیگری تبعیت نکند ! و گروه دیگری هم که به خاطر واژه آزادی بیان و جامعه مدنی ، به خاتمی رای دادند آن را مترادف با انواع توهین ها ، بیان وقایع خلاف ، توهین به ارزش ها ، فروش اطلاعات سری کشور به خارج و ... یافتند و چه اطلاعات باارزشی را با ساده لوحی و غالبا از روی آگاهی به بیگانگان فروختند که نمونه بارز آن اکبر گنجی و مسعود بهنود و شمس الواعظین و ... بودند ؛
طی این دوران ، چه توهین ها و صحبت های بی شرمانه و اعمال نابجایی که بر علیه ارزش های والای نظام اسلامی که عموم جامعه به آنها احترام می گذارند ، نشد ... چگونه خون شهداء پایمال شد ... و چگونه با بعضی صحبتهای بی شرمانه و مرعوبانه ( مثل : سخنان جناب شیرزاد نماینده سابق اصفهان در دور ششم مجلس شورای اسلامی که در نطق قبل از دستور خود ، دولت ایران و نظام را متهم به فریبکاری کرد ، طوری که حتی جناب کروبی ، رئیس اصلاح طلب وقت مجلس هم او را به سخنگویی بیگانه تشبیه کرد و یا آغاجری مرتد که با سخنان سخیف خود در دانشگاه همدان که مقام والای امامت و مرجعیت را وقیحانه به سخره گرفت و این جریان از این سخنان او حمایت نکرد ...
خلاصه دور اول ریاست جمهوری ایشان به پایان رسید و حالا دور دوم بود که می بایست به پیروزی برسد ! اما چگونه ! این بار با چه شعارهایی ؟! با توجه به اینکه اکثر کسانی که دور اول به او رای داده بودند ، کاملا به دروغ بودن و نشدن این شعارهای جناب خاتمی در دور فبل آگاه شده بودند و این را می توان در همان جریان کوی دانشگاه 18 تیر سال 78 مشاهده کرد که این جریان هم نمونه ای از آشوب طلبی و بیگانه خوشحال کنی طرفداران این جریان بود که بحمدالله این غائله خطرناک و احمقانه با درایت کامل رئیس نیروی انتظامی وقت تهران یعنی جناب سرتیپ نظری ختم به خیر شد و درست بعد این جریان بود که مسئولان وقت کشور خصوصا وزارت کشور که از اصلاح طلبان بودند نامردانه نیروی انتظامی و شخص فرماندهی آن را به سرکوب دانشجویان متهم کردند ، اما در جریان دادگاه نظری ، ایشان با ارائه اسناد شفاف و مصور ، کاملا این اتهامات را رد و دادگاه نیز رای به برائت ایشان داد و بعد از آن بود که سرتیپ نظری با استعفا از فرماندهی نیروی انتظامی ، کتابی را تدوین کرد که کاملا به واقعیات جریان 18 تیر و عوامل پشت پرده آن اشاره کرده بود و چنان فروشی پیدا کرد که حتی نوبت چاپهای آن به 20 بار آن هم با تیراژهای بسیار بالا رسید ؛ در جریان همان آشوب و بلوا ، همچنان که فیلمبرداری شده بود ، عده زیادی از طرفداران این جریان با عنوان " خاتمی ، دروغگو " ، ناراحتی خود را از خاتمی ابراز داشتند ، لذا اتمی این بار روش تازه ای را به کار گرفت که توانست تاثیر مثبت خود را بگذارد که به گفته حوزویان ، این روش یکی از بهترین روش ها برای برانگیختن احساسات و عواطف مردم و ایجاد حس همدردی در آنان است و آن روش همان گریه ایشان در مقابل دوربین های تلویزیونی و خبرنگاران بود که در آن ادعا می کرد " من به مردم خیانت نکردم و ... " ؛ او با این روش توانست در دور هشتم ریاست جمهوری این بار با رایی بالاتر از قبل پیروز شود ، در این دوره بود که کم کم و در بعضی از جاها جناب خاتمی سعی کرد تا بیشتر بر اساس مبناهای اسلامی گام بردارد ، همین امر دوستان افراطی و هم جریانی او را به واکنش واداشت تا جاییکه حتی در بعضی از سخنانشان گفتند که : " خاتمی از قطار اصلاحات پیاده شده است " ، خلاصه این دوره هم با همان اوضاع دور قبل به پایان رسید تا اینکه دور نهم انتخابات فرا رسید و در کمال تعجب همگان و البته عنایات ویژه خداوند ، از میان 2 نفر راه یافته به مرحله دوم انتخابات یعنی جناب رفسنجانی و احمدی نژاد ، جناب احمدی نژاد به ریاست جمهوری ایران اسلامی رسید و همان کسانی که در دورهای قبل با انواع و اقسام تهمت ها و شایعه ها ، به تخریب شخصیت رفسنجانی پرداخته بودند ، این بار البته وحشیانه تر از قبل به تخریب احمدی نژاد روی آوردند و صلاح را در آن دیدند که از دیدگاه خودشان از میان بد و بدتر ، از رفسنجانی حمایت کنند ؛ مجلس ششم که دیگر هیچ ، که به لانه امنی برای بیگانه تبدیل شده بود و با توجه به اینکه اکثریت آن از اصلاح طلبان بودند ، در هر نطقشان مثل پتکی بر سر ارزش های والای نظام کوبیده و بیشتر به نفع بیگانگان وراجی می کردند و بیشتر وقت مجاس هم که صرف دعواهای سیاسی می شد ؛
خلاصه مردم دلسوخته ، احمدی نژاد را انتخاب کردند حتی بعضی کسانی که چندان انتظاری از آنها نمی رفت !!! اما تحرکات این جریان هنوز هم پایان نیافته و از هر راهی سعی در کوبیدن دولت اسلامی را دارند و با انواع تهمت های پوچ ، سخنان نسنجیده ، آمار غیرواقعی وحتی آشفته کردن بازار به وسیله ابزارهای دستشان و ... ، سعی می کنند نظر مردم را نسبت به دولت تغییر داده و به آن بدبین کنند که الحمدلله دولت محترم بی هیچ توجهی به این اعمال وقتگیر و پوچ و دست و پا گیر ، مشغول خدمت به مردم عزیز می باشد و اصلاح طلبان هم باید بدانند که عاقا از سوراخی دوبار گزیده نمی شود و لذا باید فکر پیروزی در انتخابات بعدی مجلس و انتخابات دیگر را از سر پر هوسشان بیرون کرده و با انواع و اقسام تهمت ها و سخنان و بیانیه های مرعوبانه ، بیش از این خود را در انظار جامعه خوار نساخته و به فکر چند گرم آبرویی که اگر برایشان مانده ! البته اگر !!! ، باشند ...





" dir="ltr" size="20">