تبليغاتX
حوزه.نت خانهایمیلآرشیوRss
موضوع: سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 12:15

تصاوير جديد منتشرشده از خاتمي در انتظار تكذيب!

 

 

رجانيوز: انتشار بخش دوم از تصاوير مربوط به سفر خاتمي به ايتاليا كه طي آن تصاوير زننده اي از همنشيني خبري وي با يك زن ايتاليايي نمايش داده شده است ، بي صبرانه درانتظار تكذيبيه ي جدید و چندپهلوي بنياد باران، تأييد و تكذيب آشفته صادق خرازي، تئوريزه كردن به منظور عاري از اشكال نشان دادن اینگونه همنشینی ها  از سوي فاضل ميبدي و سرانجام مظلوم نمايي جناب خاتمي و متهم كردن ديگران مي باشد!

 

در اين فيلم 5/7 دقيقه اي، خاتمي به گونه ای زننده و بدون هیچ فاصله ای، دوشادوش يك  دختر گزارشگر ایتالیایی نشسته و به پرسشهايي درباره طرح گفتگوي تمدنها و اصلاحات پاسخ مي دهد.

 

فيلم را از اين آدرس ببينيد.

 

پيش از اين، انتشار فيلم 5/6 دقيقه اي از خاتمي كه به سفر وي به ايتاليا بازمي گشت و وي را درحال دست دادن با تعدادي زن و دختر ايتاليايي نشان مي داد، با تأخيري يك هفته اي، از سوي وي تكذيب شد. پس از آنكه تلاش گسترده دفتر خاتمي، صادق خرازي، ابطحي، فاضل ميبدي و روزنامه هم ميهن براي كاستن از قبح اين اقدام زشت يك ملبس به لباس روحانيت ناكام ماند، خاتمي شخصاً لب به سخن گشود و در جلسه بنياد باران، تأكيد كرد كه با هيچ زني مصافحه نكرده است و تصاوير منتسب به وي واقعيت ندارد!

 

خاتمی در حالی به تکذیب این فیلم پرداخت که فیلمبردار ایتالیایی این تصاویر،در آخرین پستی که بر روی وبلاگش منتشر کرد، نوشت که این تصاویر را شخصا ضبط کرده و نه تنها در این فیلم مونتاژی صورت نپذیرفته بلکه وی به زودی تصاویر جدیدی از سفر خاتمی به کشورش و ملاقاتهای دیگر وی در این سفر را بر روی وب منتشر خواهد نمود.

 

خاتمي به كمك چند روزنامه زنجيره اي در حركتي هماهنگ، كوشيد از آب گل آلود انتشار اين تصاوير به نفع خود ماهي گرفته و با مظلوم نمايي، اين اقدام را تلاشي از سوي جريان مقابل كه «چشم ديدن وي را ندارد» معرفي كند . اگرچه او بزرگوارانه! خاطر نشان مي سازد: «قدرتمندان و كساني كه مي‌خواهند در قدرت بمانند، بدانند كه من خطاب به خيلي‌ها اعلام كرده‌ام عطاي قدرت رسمي را به لقاي آن بخشيده‌ام تا قدرتمندان احساس نكنند مزاحمشان هستم... من جا را براي كسي تنگ نمي‌كنم اما انتظار داريم آنها نيز جا را براي ما تنگ نكنند. اجازه بدهند مردم انتخاب كنند. جاي هر كس را ملت تعيين مي‌كند، اما بايد امكان انتخاب نيز داشته باشد.»

 

اظهارات متناقض اطرافيان خاتمي و سپس تكذيب وي درباره واقعي بودن تصاوير منتشره در حالي مطرح مي شود كه مشخص نيست در صورت غيرواقعي بودن تصاوير، چرا تصاوير اصلي از سوي خاتمي منتشر نمي شود؟

 

به هر ترتيب پس از انتشار اين تصاوير كه گويا(!) منافي عفت و حياي يك مسلمان بوده و سر زدن آن از يك ملبس به لباس روحانيت سابقاً مسئول در جمهوري اسلامي موجب تأسف شديد و مايه كسر آبرو در ميان مسلمانان جهان است، نه تنها انتظار توبه، به درگاه الهي و عذرخواهي از پيشگاه ملت ايران، توقعي بيهوده و عبث است بلكه پيش بيني مي شود، خاتمي و اطرافيان وي به همراه طيف گسترده روزنامه هاي زنجيره اي همراه، اين بار براي توجيه  تصوير زننده همنشيني خاتمي با اين زن گزارشگر،وی را  نفوذي اصولگرايان در ایتالیا معرفي نمايند!

 

 

گفتني است حسين شريعتمداري مديرمسئول روزنامه كيهان، در سرمقاله امروز این روزنامه، خاتمي را مصداق گناهكاري دانست كه به جاي عذر آوردن به پيشگاه مردم، طلبكار شده و قصد دارد، گناه خود را با ايجاد توهم توطئه جريان رقيب توجيه كند.

نوشته شده توسط طاهرزاده | لینک ثابت |

موضوع: سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 12:6

بازتاب انتشار عكس رهبر انقلاب در كهف الشهدا

 

 

تصوير منتشر شده از بازديد مقام معظم رهبري از "كهف الشهداء" ولنجك در ليله الرغائب ماه رجب جاري، پس از انتشار در سايت‌هاي فارسي، در برخي پايگاه‌هاي اينترنتي عربي نيز با استقبال روبرو شده است.

 

به گزارش فارس، پايگاه اطلاع‌رساني "هجر" با اعلام اين خبر، گزارش داد: اين تصوير در ميان شيعيان برخي كشورها و سايت‌هاي اينترنتي عربي، مورد استقبال قرار گرفته است.

 

اين پايگاه مي‌افزايد: اين تصوير، آيت‌الله خامنه‌اي، رهبر معظم انقلاب را در حال خروج از اين غار پس از انجام اعمال عبادي ليله الرغائب نشان مي‌دهد.

 

اين گزارش حاكي است كه نام اين غار برگرفته از آيه شانزدهم سوره كهف است.

 

 

نوشته شده توسط طاهرزاده | لینک ثابت |

اصلاح طلبی ، طبلی توخالی و بی پایه و کورسویی
موضوع: سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 11:56

اصلاح طلبی ، طبلی توخالی و بی پایه و کورسویی        

 برای تغییر ارزش های نظام ایران اسلامی ...

 

خدا ازاو نگذرد ، کسی را که این جریان را در ایران به راه انداخت و با این کارش ، هرآنچه که از بلا و مصیبت و آزادی بیان بی حد و حصرو جامعه واقعا مدنی و آزادی های آنچنانی  (؟) و دموکراسی اون طوری را رواج داد ! با نگاهی درست و منطقی ، کاملا درخواهیم یافت که این جریان کج الخط با تمام اعوان و انصارش از همان ابتداء و بدو تشکیل هیچ برنامه منظم و مشخصی برای اداره کشور حتی خودش نداشت و تنها توانست با آن شعارهای زیبا و عوام پسند اما فریبنده و نشدنی جایی را برای خود باز کند که البته آن هم زیاد طول نکشید ...

 

به هر حال این جریان حدود 10 سال یا کمی بیشتر از آن است که به صورت رسمی تری نسبت به قبل به فعالیتهایش ادامه می دهد ...

 

در برابر این جریان و در نقد آن نکاتی قابل ذکر است که لازم می آید بیان شوند :

 

جریان اصلاح طلبی از همان ابتدای تبلیغات ریاست جمهوری هفتم که جناب آقای خاتمی ( البته به اعتبار میر حسین موسوی ) با آن شعارهای تازه و نو که برای اکثریت عوام جامعه جالب به نظر می رسیدند ( آزادی ، جامعه مدنی ، دموکراسی و ...) ، توانست جایی را برای خود در جامعه باز کند ، جناب خاتمی در انتخابات با رای بالایی برگزیده شد و به عنوان ریاست جمهور ایران اسلامی منصوب شدند ، اما این پایان کار نبود و قضایای اصلی از این به بعد شروع شد ، حالا وقت عمل به شعارها بود ، اما چه شعارهایی ؟! با چه مبناهایی ؟! با چه حدود و اندازه ای ؟! با انطباق بر کدام یک از اصول قانون اساسی و حکومت اسلامی موجود در ایران ؟! جناب خاتمی شعار آزادی را داد اما مشخص نکرد که منظور او از این آزادی مورد ادعا چیست و حد آن تا چه اندازه ای است ! با ادامه و سپری شدن ریاست جمهوری کم کم اکثریت رای دهندگان دریافتند که به خاطر یک سری شعارهای بی مبنا و بدون تاثیر خاص در زندگیشان به ایشان رای داده اند ! بیشتر کسانی که به خاطر واژه آزادی به خاتمی رای دادند ، آن را مترادف با برهنگی یافته و در جامعه با وضع و احوال آنچنانی ظاهر شدند و به تدریج آن را رایج کردند ! در حالیکه به این نکته توجه نکردند که کشور ایران ، کشوری اسلامی است با قانون اساسی که مبنای آن اسلام است و لذا یک سری قوانین مخصوص به خود را دارد و مهمتر از آن خود اسلام که برای پیروانش دستوراتی دارد و یک مسلمان باید که به قوانین آن عمل کند و اینگونه نیست که دل بخواهی باشد ، یعنی از هر دستور اسلام که خوشش می آید اطاعت و از دیگری تبعیت نکند ! و گروه دیگری هم که به خاطر واژه آزادی بیان و جامعه مدنی ، به خاتمی رای دادند آن را مترادف با انواع توهین ها ، بیان وقایع خلاف ، توهین به ارزش ها ، فروش اطلاعات سری کشور به خارج و ... یافتند و چه اطلاعات باارزشی را با ساده لوحی و غالبا از روی آگاهی به بیگانگان فروختند که نمونه بارز آن اکبر گنجی و مسعود بهنود و شمس الواعظین و ... بودند ؛

طی این دوران ، چه توهین ها و صحبت های بی شرمانه و اعمال نابجایی که بر علیه ارزش های والای نظام اسلامی که عموم جامعه به آنها احترام می گذارند ، نشد ... چگونه خون شهداء پایمال شد ... و چگونه با بعضی صحبتهای بی شرمانه و مرعوبانه ( مثل : سخنان جناب شیرزاد نماینده سابق اصفهان در دور ششم مجلس شورای اسلامی که در نطق قبل از دستور خود ، دولت ایران و نظام را متهم به فریبکاری کرد ، طوری که حتی جناب کروبی ، رئیس اصلاح طلب وقت مجلس هم او را به سخنگویی بیگانه تشبیه کرد و یا آغاجری مرتد که با سخنان سخیف خود در دانشگاه همدان که مقام والای امامت و مرجعیت را وقیحانه به سخره گرفت و این جریان از این سخنان او حمایت نکرد ...

خلاصه دور اول ریاست جمهوری ایشان به پایان رسید و حالا دور دوم بود که می بایست به پیروزی برسد ! اما چگونه ! این بار با چه شعارهایی ؟! با توجه به اینکه اکثر کسانی که دور اول به او رای داده بودند ، کاملا به دروغ بودن و نشدن این شعارهای جناب خاتمی در دور فبل آگاه شده بودند و این را می توان در همان جریان کوی دانشگاه  18 تیر سال 78 مشاهده کرد که این جریان هم نمونه ای از آشوب طلبی و بیگانه خوشحال کنی طرفداران این جریان بود که بحمدالله این غائله خطرناک و احمقانه با درایت کامل رئیس نیروی انتظامی وقت تهران یعنی جناب سرتیپ نظری ختم به خیر شد و درست بعد این جریان بود که مسئولان وقت کشور خصوصا وزارت کشور که از اصلاح طلبان بودند نامردانه نیروی انتظامی و شخص فرماندهی آن را به سرکوب دانشجویان متهم کردند ، اما در جریان دادگاه نظری ، ایشان با ارائه اسناد شفاف و مصور ، کاملا این اتهامات را رد و دادگاه نیز رای به برائت ایشان داد و بعد از آن بود که سرتیپ نظری با استعفا از فرماندهی نیروی انتظامی ، کتابی را تدوین کرد که کاملا به واقعیات جریان 18 تیر و عوامل پشت پرده آن اشاره کرده بود و چنان فروشی پیدا کرد که حتی نوبت چاپهای آن به 20 بار آن هم با تیراژهای بسیار بالا رسید ؛ در جریان همان آشوب و بلوا ، همچنان که فیلمبرداری شده بود ، عده زیادی از طرفداران این جریان با عنوان " خاتمی ، دروغگو " ، ناراحتی خود را از خاتمی ابراز داشتند ، لذا اتمی این بار روش تازه ای را به کار گرفت که توانست تاثیر مثبت خود را بگذارد که به گفته حوزویان ، این روش یکی از بهترین روش ها برای برانگیختن احساسات و عواطف مردم و ایجاد حس همدردی در آنان است و آن روش همان گریه ایشان در مقابل دوربین های تلویزیونی و خبرنگاران بود که در آن ادعا می کرد " من به مردم خیانت نکردم و ... " ؛ او با این روش توانست در دور هشتم ریاست جمهوری این بار با رایی بالاتر از قبل پیروز شود ، در این دوره بود که کم کم و در بعضی از جاها جناب خاتمی سعی کرد تا بیشتر بر اساس مبناهای اسلامی گام بردارد ، همین امر دوستان افراطی و هم جریانی او را به واکنش واداشت تا جاییکه حتی در بعضی از سخنانشان گفتند که : " خاتمی از قطار اصلاحات پیاده شده است " ، خلاصه این دوره هم با همان اوضاع دور قبل به پایان رسید تا اینکه دور نهم انتخابات فرا رسید و در کمال تعجب همگان و البته عنایات ویژه خداوند ، از میان 2 نفر راه یافته به مرحله دوم انتخابات یعنی جناب رفسنجانی و احمدی نژاد ، جناب احمدی نژاد به ریاست جمهوری ایران اسلامی رسید و همان کسانی که در دورهای قبل با انواع و اقسام تهمت ها و شایعه ها ، به تخریب شخصیت رفسنجانی پرداخته بودند ، این بار البته وحشیانه تر از قبل به تخریب احمدی نژاد روی آوردند و صلاح را در آن دیدند که از دیدگاه خودشان از میان بد و بدتر ، از رفسنجانی حمایت کنند ؛ مجلس ششم که دیگر هیچ ، که به لانه امنی برای بیگانه تبدیل شده بود و با توجه به اینکه اکثریت آن از اصلاح طلبان بودند ، در هر نطقشان مثل پتکی بر سر ارزش های والای نظام کوبیده و بیشتر به نفع بیگانگان وراجی می کردند و بیشتر وقت مجاس هم که صرف دعواهای سیاسی می شد ؛

خلاصه مردم دلسوخته ، احمدی نژاد را انتخاب کردند حتی بعضی کسانی که چندان انتظاری از آنها نمی رفت !!! اما تحرکات این جریان هنوز هم پایان نیافته و از هر راهی سعی در کوبیدن دولت اسلامی را دارند و با انواع تهمت های پوچ ، سخنان نسنجیده ، آمار غیرواقعی وحتی آشفته کردن بازار به وسیله ابزارهای دستشان و ... ، سعی می کنند نظر مردم را نسبت به دولت تغییر داده و به آن بدبین کنند که الحمدلله دولت محترم بی هیچ توجهی به این اعمال وقتگیر و پوچ و دست و پا گیر ، مشغول خدمت به مردم عزیز می باشد و اصلاح طلبان هم باید بدانند که عاقا از سوراخی دوبار گزیده نمی شود و لذا باید فکر پیروزی در انتخابات بعدی مجلس و انتخابات دیگر را از سر پر هوسشان بیرون کرده و با انواع و اقسام تهمت ها و سخنان و بیانیه های مرعوبانه ، بیش از این خود را در انظار جامعه خوار نساخته و به فکر چند گرم آبرویی که اگر برایشان مانده ! البته اگر !!! ، باشند ...

 

 

نوشته شده توسط طاهرزاده | لینک ثابت |

معزفی سایتها و وبلاگهای مفیدسیاسی فرهنگی واجتماعی
موضوع: سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 11:50
 

 پایگاه آیت الله خامنه ای
 دانشجوی قهرمان
 دفتر مقام معظم رهبری
 دفتر ریاست جمهوری
 دانشگاه آزاد مراغه
 نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه
 سازمان صدا و سیما
 حوزه 

یالثارات الحسین
 سازمان ملی جوانان
 كامران نجف زاده
 مصائب احمدی نژاد
 مجلس شورای اسلامی
 حمید علیمی
 وبلاگ رئیس جمهور
 خبرنگار مسلمان
 نسل خمینی
 آستان قدس رضوی
 مسجد مقدس جمکران
 مجمع جهانی اهل بیت
 پدر خوانده حقوق بشر
 حزب االله می رزمد
 پیاده رو خاطرات
 مرکز اسلامی انگلیس
 سازمان های اسلامی اروپا
 مرکز اطلاع رسانی فلسطین
 آیت الله فاضل لنکرانی
 آیت الله حکیم
 سید حسنی
 مسعود ده نمکی
 فاطمه رجبی
 شريف نيوز
 علمدار
 رجانیوز
 واژگون
 شيعه
 الشيعه
 شيعه نيوز
 الله
 خاكريزم
 شلمچه
 نگرانی
 مسلمان ایرانی
 خبرگزاري ها
 وزارت ارشاد
 وزارت نفت
 وزارت دادگستری
 معرفت منتظر
 گروه علم و زندگی
  حضرت آقا
 آب و آیــنـــه
 مــاه نــاتمام
 دنیای راه راه
 دست نوشت
 کانون یاسین جوانان
 مجموعه دانش آموزی موج نو
 شهید مهدی(ادواردو)آنیلی
 هـــــوگــو چـــــاوز
 یادداشت های شخصی احمدی نژاد
 پیام گل سرخ
 خمیــنــیــسم
 استاد حسن رحیم پور(ازغدی)
 رضا امیرخانی
 خاطراتی خواندنی از مقام معظم رهبری
 آقای خامنه ای سلام
 استاد بزرگ آیت الله مصباح یزدی
 استاد بزرگ شیخ علیرضا پناهیان
 اعلام برنامه های سخنرانی عليرضا پناهيان
 شیعه مذهب برتر
 در محضر نائب الامر
 قصعه بچه بسیجی
 احسن
 شهید سید محمد شریفی
 مصائب احمدی نژاد
 خاکریزیسم
 موشک انداز
 با سید علی تا فتح قدس ومکه
 هفت حرف
 زمینی که می خواد آسمونی باشه !!!
 پشت خطی
 کیمیای قلم
 عدالت جــو
 سکوت
 مهراوه من
 فدائیان اسلام
 بارقه های امید
 گــــل دخــــتر
 تـــــلنــــگر
 طلبه ای از نسل سوم
 شاخه گلی برای شهید
 سوزن بـــــان
 قــــرار شبانـــه
 یک جرعه عطش
 منتظر
 فــــاطمه رجبـــــــی
 اصـــــولـــــگرا
 غروب شلمچه
 چفیه یعنی عشق
 کاکو شیرازی
 مرگ بر اسرائیل
 بهشت گمشده یا جوجه اردک زشت
 یـــــادیـــــاران
 ارمیــــنـــــــه
 پـــارتــــــــــیــزان(سهیل کریمی)
 یـــــالثـــارات الحسیــــــن
 حــرفـــــهای دل من
 پله پله تا ملاقات خدا
 مبادا روی لاله پاگذاریم
 زنــــــده بــــمان مجنون
 عشقــــــی
 عاشقــــان وصـــــال
 ابراهیــــــم در آتــــــش
 zamen -e-ahoo
 ســــــــمات
 پروانه ها می نویسند
 جنبشی(دست نوشته های محمد مهدی آل حبیب)
 سی صد و سیزده بهشتی
 مـــــــــرصــــاد
 افلاکیــــــــــــــان
 یوسف فاطمه سلام الله علیها
 با فایده برای دنیا کمی هم آخرت
 صراحت
 دست نوشته های یک احمد
 خــــوشحالم کـــــــــه آمـــدی
 دیـــــــده بــــــــان
 بسیجی عاشق ولایت
 مرواریـــــــــد عرش 

نوشته شده توسط طاهرزاده | لینک ثابت |

موضوع: سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 11:29

تاکتیک سیاسی رفسسنجانی :

ترساندن سیاسیون ازنفوذآیت الله مصباح یزدی


 

 ماجرای مجلس خبرگان پس از وفات آیت الله مشکینی خیلی جدی است، چون مساله سر این است که آیا رفسنجانی رییس بشود یا نشود. (خدانکند)

البته امکان دارد که نمایندگان خبرگان اجازه ندهند رفسنجانی همزمان با ریاست دو شورای کلیدی جمهوری اسلامی، یعنی مجمع تشخیص مصلحت و مجلس خبرگان به ریاست خبرگان برسد.

  البته حق هم همین است . چون رفسنجانی و نیروهایش از زمان آمدن رئیس جمهور مکتبی ومتعهدودرخط ولایت احمدی‌نژاد ازجایگاه رقیب به دشمن و اپوزیسیون تبدیل شده‌اند و دیگر با آمریکایی‌ها مواظع و منافع‌شان را تنظیم می‌کنند تا با رهبری ومسولین نظام .

 ریاست رفسنجانی بر مجلس خبرگان از دید آمریکایی‌ها یعنی بهترین فرصت برای سرنگون کردن جمهوری اسلامی وتضعیف آیت الله خامنه‌ای و بقول رامین جهانبگلو، در سخنرانی سال ۲۰۰۳‌اش در موسسه وودرو ویلسون ، آمدن رفسنجانی می‌تواند خیال آمریکا را از برنامه اتمی ایران و حمایت ایران از حماس و حزب‌الله و همینطور مقاومت ایران در برابر اقتصاد بازار و سرمایه‌ی آمریکایی راحت کند. (متن انگلیسی این بخش از سخنرانی جهانبلگو را که به نظر من به تنها برای محاکمه‌ی او کافی است در پایین می‌آورم.)

مقام معظم رهبری آیت الله خامنه‌ای خیلی خوب همراهی رفسنجانی وهمفکران دغلکارش را با نئولیبرال‌های آمریکایی که از دور دوم خاتمی شروع شد فهمیده است و برای همین هم در اولین فرصت مناسب، مهمترین ارگان امنیتی کشور، یعنی شورای عالی امنیت ملی، را از دست طرفداران  غیرقابل اعتماد رفسنجانی درآورد و به مورد اعتمادترین مدیر اجرایی‌اش یعنی علی لاریجانی سپرد. همین‌طور به همین دلیل هم مذاکرات اتمی را از چنگ تاجر-سیاست‌مداری مثل حسین موسویان درآورد.

کاری که رفسنجانی دوباره به کمک نوکران رسانه‌ای‌اش شروع کرده آن است که می‌خواهد دوباره با درست کردن جو ترس و دلهره در جامعه درباره‌ی احتمال ریاست آیت الله مصباح یزدی بر مجلس خبرگان خود را به نمایندگان اکثرا ساده‌دل و مسن مجلس خبرگان تحمیل کند.

اگر نگاه کنید ببیند <<روز>> و <<آفتاب>> از همین حالا این کمپین ترس از مصباح را شروع کرده‌اند. رادیو زمانه هم بخاطر پرت بودن مهدی جامی از پیچیدگی‌های مسایل ایران عملا مدتی است همین خط را با نوشته‌های کسی به نام مهرداد توانافرد (که حتی ممکن است مثل مازیار رادمنش یکی از چند اسم مستعار ابراهیم نبوی باشد) دنبال می‌کند.

به نظر میرسدکه بهترین گزینه  برای ریاست خبرگان هاشمی شاهرودی است و شخصا امیدوارم همین اتفاق هم بیفتد و او در عمل به عنوان جانشین تلویحی آیت الله خامنه‌ای معرفی شود. آیت الله شاهرودی را تقریبا همه‌ی جناح‌های سیاسی قبول دارند یا لااقل به او احترام می‌گذارند و در عین حال هم از نظر فقهی هم هیچکس نمی‌تواند بااو برابری  کندواو را به چالش بکشد.

پانوشت:
- این هم بخشی از سخنرانی رامین جهانبگلوی <> و <> در مرکز وودرو ویلسون هاله اسفندیاری: (کل سخنرانی‌اش را بخوانی د.)

Iran today is very much like the Soviet Union in its last days. The ideology has burnt out, Iranian youngsters are disenchanted, the reform movement has failed to fulfil the popular demand and there has been practically every year spontaneous rioting and uncivil unrests in the major cities of Iran. But 25 years after the revolts that did away with the Shah and his regime, there is an absence of an organizational factor to unite the diverse inspirations of Iranians.

[..]

Based on this analysis of the Iranian situation, we are left with three scenarios for the future of Iran:

1) In the first scenario the Iranian regime will weather the storm and the so -called pragmatists or centrists among the ruling elite of Iran will be the survivors. Thanks to a leadership vacuum among the opposition, the centrists will buy some time by offering a series of strategic concessions. These concessions may come in two forms: to the West on the issue of WMDs and the Middle East peace plan, and to the Iranians in the area of social controls and guardianship (which could be replaced by the Expediency Council with a sudden death of Ayatollah Khamenei). Under this formula, Iran will integrate in the market economy and there will certainly be a shift from a monopolistic, mafia-type of economy represented by the new class of property owners to a more normalized market stability and investment security. The tendency of the pragmatist political leaders such as Rafsanjani and Mohsen Rezaii and centrist religious intellectuals such as Sadegh Ziba Kalam and Shamsolvaezin towards centrist politics is, in a sense, is a reflection of this change in Iran's capitalist class. In this first scenario Rafsanjani will have an important role as the power broker.

2) In the second scenario unlike the first one the clerical regime will not be able to stand the socio-economic and political pressures and will be left with only one option to defend itself and that is a "palace coup" by the conservatives and the security agents such as Asgaroladi (leader of the Islamic Coalition Group), Badamchian and Shariatmadari (editor in chief of the journal Kayhan) to save the Revolution and the political Islam. Unclear though is the role played in this scenario by Ayatollah Khamenei?

3) In the third scenario the regime change will be inevitable. Irrespective of tactical manoeuvres by the Islamic regime and the absence of an organized leadership by the opposition, the regime will be unable to stave off the energy of dissent and answer the demands of the Iranian youth and Iran will see a series of urban unrests. In this scenario, there is also the closing of a window of opportunity for the Iranian regime and the imminence of political chaos in Iran.

Excerpt: Rafsanjanists have started their scare tactics (see Rooz and Aftab among others) against Mesbah Yazdi to help Rafsanjani become the chairman of the Assembly of Experts, now that Ayatollah Meshkini has died. But Rafsanjani's election as the chairman of the assembly is the biggest threat to the Islamic Republic, especially since after Ahmadinejad came to power, Rafsanjani and his allies have been turned into an opposition to the Islamic Republic, rather than a critic. I personally wish Ayatollah Shahroodi becomes the chairman of the assembly who is the best candidate to follow Khamenei.
نوشته شده توسط طاهرزاده | لینک ثابت |


howzeh.blogfa.com & Designer: Sina Soheili , GholamReza Sedaghati