تبليغاتX
حوزه.نت خانهایمیلآرشیوRss
ديدارهاي مردمي رئيس جمهور يك اتفاق فوق العاده است
موضوع: سه شنبه هجدهم مهر 1385 10:18
ي: ديدارهاي مردمي رئيس جمهور يك اتفاق فوق العاده است

۱۶ مهر ۱۳۸۵          كد خبر :6915

        


Imageمدير مسئول روزنامه كيهان تأكيد كرد: با اين كه هنوز نزديك به يك سال بيشتر از سفرهاي استاني رئيس جمهور نمي گذرد ولي آثار اين سفرها را مي توان به وضوح در همه جا ديد. شريعتمداري با بيان اين كه همه كارها يك شبه درست نمي شود، تصريح كرد: ممكن است همه تصميمات و وعده هاي دولت در شهرها در يك زمان كوتاه محقق نشود اما مهم اين است كه در اين مسير قدم برداشته شود

 


شريعتمداري: ديدارهاي مردمي رئيس جمهور يك اتفاق فوق العاده است

مدير مسئول روزنامه كيهان تأكيد كرد: ديدارهاي مردمي رئيس جمهور يك اتفاق فوق العاده و پربركت است.
«حسين شريعتمداري» مدير مسئول روزنامه كيهان كه در محل ديدار رئيس جمهور با مردم دماوند حاضر شده بود، در گفت وگو با خبرگزاري فارس اظهار داشت: ديدارهاي مردمي دكتر احمدي نژاد با حجم گسترده و ويژگي هاي خاص خود همچون تماس گسترده و جمع آوري خواسته ها و نظرات مردم و پاسخگويي به نامه ها يك اتفاق فوق العاده جديد و پربركت است. وي افزود: با اين كه هنوز نزديك به يك سال بيشتر از سفرهاي استاني رئيس جمهور نمي گذرد ولي آثار اين سفرها را مي توان به وضوح در همه جا ديد. شريعتمداري با بيان اين كه همه كارها يك شبه درست نمي شود، تصريح كرد: ممكن است همه تصميمات و وعده هاي دولت در شهرها در يك زمان كوتاه محقق نشود اما مهم اين است كه در اين مسير قدم برداشته شود

يادداشتها

 
نوشته شده توسط طاهرزاده | لینک ثابت |

متن کامل منشور نوين جبهه اصولگرايان
موضوع: سه شنبه هجدهم مهر 1385 10:16
متن کامل منشور نوين جبهه اصولگرايان

۲۳ مهر ۱۳۸۵          

        


 

متن کامل منشور نوين جبهه اصولگرايان
خبرگزاری آریا- جبهه اصولگرايان در دوره جديد فعاليت خود، منشور نوينى را تدوين كردند و اعلام کردند که از هر شخص و تشكلى كه خود را ملتزم به اين منشور بدانند به عنوان اصولگرا استقبال می نمایند.

?


?متن كامل اين منشور به شرح ذيل است:

مقدمه

انقلاب اسلامى در پرتو عنايت‌هاى خاص الهي، رهبرى پيامبر گونه حضرت امام (ره) و ايمان، آگاهى و تلاش مجاهدانه مردم مسلمان ايران به پيروزى رسيد و استمرار آن نيز جز در سايه تمسك به اسلام، پيروى از مقام معظم رهبرى (مدظله‌العالى) و حضور مردم در صحنه ميسر نخواهد بود.

با استعانت از درگاه احديت و با استمداد از ائمه هدى عليهم‌السلام، جبهه اصولگرا يك جريان فكرى و ولايت‌مدار، به دور از وابستگى متداول است كه با اتخاذ مشى اعتدال و اعتقاد به «مردم‌سالارى دينى و نقش موثر مردم در اداره جامعه»، «تقدم منافع و خرد جمعى بر مصالح و تصميمات فردى و باندي»، «خدمت صادقانه به مردم»، «عدالتخواهي»، «حق‌باوري»، «قانونگرايي»، «وحدت نخبگان كشور»، «ارتقاى معرفت، بصيرت و معنويت در جامعه»، «رفاه و امنيت و آسايش حداكثرى مردم» و «ساده‌زيستى و پاك‌دستى مسئولان» همچنان كه در گذشته با اعتماد عمومى ملت شريف ايران رو به رو گرديد، اين جريان در صدد است تا با انسجامى افزونتر در گستره كشور فعاليت نموده و اصول و مبانى فكرى و خط مشى و راهبرد خويش را تدوين و خود را بدان پايبند دانسته و از هر شخص و تشكلى كه خود را ملتزم به اين منشور بدانند به عنوان اصولگرا استقبال نمايد.

لذا جهت تحقق اهداف زير، استمرار خدمت و حضور فعال در عرصه‌هاى اجتماعى به ويژه در حوزه سياسى (خصوصا انتخابات خبرگان رهبرى و شوراها) با عنايت به تجارب گذشته و مقدورات موجود فعاليت خود را تجديد مى‌نمايد.

الف) اصول و مبانى فكرى:

اعتقاد و پايبندى به:

1_ اسلام و آموزه‌هاى فردى و اجتماعى آن به عنوان يگانه راه سعادت و تعالى انسانها

2_ كارآمدى اسلام در اداره اجتماع و تشكيل حكومت براى رشد و سعادتمندى جوامع بشرى.

3_ اصل مترقى «ولايت مطلقه فقيه» به عنوان نماد عينى مردم‌سالارى دينى.

4_ مبانى و اهداف جمهورى اسلامى ايران و قابليت كارآمدى نظام به عنوان دستاورد بزرگ انقلاب شكوهمند اسلامى ملت ايران.

د_ قانون اساسى به عنوان سند ميثاق دينى و ملى مردم.

6_ حفظ، ترويج و تحقق انديشه و آموزه‌هاى امام خمينى (ره) معمار بزرگ انقلاب و نظام اسلامى ايران و رهنمودهاى مقام معظم رهبرى (مدظله‌العالى)

7_ منشاء الهى حكومت و نقش تعيين كننده مشاركت عامه مردم و آراى عمومى در تجلى آن در نظام سياسى كشور

ب) خط مشى و راهبردها:

1_ عدالتخواهى در همه عرصه‌هاى فردى و اجتماعى و تلاش براى دستيابى به توسعه همه‌جانبه و متوازن و عدالت محور.

2_ تحولگرايى و نوخواهى مستمر عقلانى در چارچوب مبانى مترقى اسلامى و قانون اساسى و استفاده از روشها و ساز و كارهاى جديد مبتنى بر اصول علمى و تجربى براى تضمين پويايى جامعه.

3_ تاكيد بر كرامت و منزلت انسان و پايبندى به حقوق شهروندى در عرصه‌هاى گوناگون و ضرورت تامين امنيت اجتماعى مردم.

4_ تقويت آزادانديشى و مبارزه با تصلب و تحجر و التقاط، همچنين گسترش آزادى‌هاى مشروع و قانونمند در سپهر خصوصى و اجتماع.

ه_ اتكا به فرهنگ و هويت اسلامى ايرانى و ترويج خودباورى ملى با تاكيد بر نقش و جايگاه برجسته روحانيون، دانشگاهيان، فرهنگيان و هنرمندان به عنوان فرهنگ سازان و هاديان جامعه.

6- اعتقا د وباور عميق به امكان توسعه، آبادانى و پيشرفت همه‌جانبه ايران با توجه به جايگاه منطقه‌اى و بين‌المللى آن در چارچوب سند چشم‌انداز نظام اسلامى از طرق گوناگون با تكيه بر توليد علم و فناورى‌ نوين و دفاع از دستاورد عالمان و دانشمندان ايران اسلامى و جهان.

7_ اهتمام به تقويت روحيه همبستگى ملى و تلاش براى گسترش اعتماد ميان شهروندان و حاكمان.

8_ تلاش براى افزايش تحمل و مداراى حكومت با شهروندان و پرهيز از دخالت در حوزه خصوصى آنان.

9_ مبارزه نظام مند و بى اغماض با مظاهر فقر، فساد و تبعيض و عوامل به وجود آورنده آن در حكومت و قطع پيوند نامشروع كانونهاى قدرت و ثروت.

10_ شايسته سالارى در بكارگيرى مديران و مقابله با سلطه روابط حزبي، باندى و تبار‌گرايى در اداره كشور.

11_ حمايت از بكارگيرى مديران دين باور، مردم گرا، برخوردار از روحيه خدمتگزاري، كارآمد و متخصص و داراى بينش نظام مند و راهبردى جهت استفاده بهينه و مطلوب از امكانات و فرصت‌ها

12_ گسترش فرهنگ نقد و پرسشگرى و نظارت موثر مردم بر اعمال دولتمردان و پاسخگويى مسئولانه و اقناعى آنان به افكار عمومى با تاكيد بر نقش ويه روشنفكران و رسانه‌ها.

13_ تلاش براى افزايش رفاه مردم و توليد ثروت ملى و تامين اجتماع از طريق استفاده بهينه از سرمايه‌هاى انسانى و مادى كشور و رفع موانع توليد و تلاش براى تامين امنيت سرمايه‌گذارى خصوصى.

14_ صداقت در گفتار و سلامت در عمل و پرهيز از رفاه‌طلبى و تجمل‌گرايى حاكمان و ضرورت ساده‌زيستى و پاكدستى آنان.

15_ گسترش نهضت خدمت‌رسانى صادقانه به مردم به عنوان صاحبان اصلى كشور.

16_ تلاش در جهت گسترش اخلاق و معنويت و مناسبات سالم اجتماعى توسط دولت و تحكيم مبانى خانواده‌ با تاكيد بر ارتقاى منزلت زنان در جامعه و نقش‌آفرينى جوانان.

17_ پذيرش اصول راهبردى عزت، حكمت و مصلحت و نفى هرگونه سلطه‌گرى و سلطه‌پذيرى به عنوان جست‌گيرى اصلى سياست خارجى.

18_ استقبال و تعاملات سازنده جهاني، مقابله مدبرانه با جهانى‌سازى آمريكايى‌ و تروريسم دولتى اسرائيل.

19_ حمايت از تحكيم و توسعه روابط با جهان اسلام، حزب‌الله لبنان و تشكيل دولت فلسطينى در تمام سرزمين‌هاى فلسطين و همگرايى و روابط مسالمت‌آميز و متقابل با كشورهاى همسايه.

20- اعتقاد به توسعه صلح‌ عادلانه و امنيت جهانى و روابط صلح‌آميز متقابل و تنش‌زدايى و زمينه‌سازى براى تشكيل دولت عدل الهى.

ج) اهداف كلان:

1_ تحقق خواسته‌ها و فرامين رهبر معظم انقلاب اسلامى (مد ظله‌العالى)

2_ تقويت پشتوانه‌هاى مردمى نظام اسلامى

3_ استمرار گفتمان اصولگرايى و تداوم موفقيت آنان

4_ حفظ وحدت اصولگرايان و جلوگيرى از تفرقه آنها

5_ استمرار نهضت خدمات رسانى به مردم و افزايش سرمايه‌هاى اجتماعى

د) اهداف عملياتى:

1_ همفكرى و اسنجام اصولگرايان

2_ آگاهى بخشى عمومى و ايجاد همگرايى بين نيروهاى خودى

3_ ظرفيت سازى هدفمند براى حضور موثر در انتخابات مختلف به ويژه موفقيت در انتخابات مجلس خبرگان و شوراها

4_ ايجاد زمينه خدمتگذارى صادقانه بعد از پيروزى

ه) اصول و بايسته‌ها:

1_ پرهيز از انتصاب تصميمات و مواضع اصولگرايان به رهبرى

2_ تمركز بر محور اصول انقلاب اسلامى به ويژه عدالتخواهى

3_ حمايت علنى از دولت، مجلس شوراى اسلامى و شوراها و همراه با نقدهاى مشفقانه و كارشناسى

4_ حمايت از جامعه مدرسين حوزه علميه قم و جامعه روحانيت مبارز در معرفى نامزدهاى خبرگان رهبرى

5_ توجه به ضرورت كارآمدى منتخبين شوراها (تعهد و تخصص لازم) بدون در نظر گرفتن سهم گروهها و افراد احترام متقابل و علنى به همديگر، به رسميت شناختن و عدم تخريب يكديگر

6_ فراهم ساختن زمينه حضور همه اشخاص حقيقى و حقوقى اصولگرا در كارها

7_ بهره گيرى از عناصر شناخته شده اصولگرا در ايجاد تفاهم و رايزنى‌هاى غيرآشكار و حضور آنان در فعاليت‌هاى علنى در صورت داشتن مقبوليت عمومى

8_ توجه به ضرورت گردش نخبگان و حضور افراد جديد در فعاليت‌ها و چهر‌ه‌سازى از آنان

9_ پرهيز از تكروى و اهتمام به تبعيت از تصميمات جمعى و انجام سياستگذارى و برنامه‌ريزى مشترك و تلاش جدى در اجراى آن.

10_ پرهيز از ايجاد ساختار اجرايى گسترده و علنى شدن كار

11_ عدم انتصاب جريان به گروه و يا افراد خاص و پرهيز از حضور عناصر سياسى معروف در انتخابات شوراها و تاكيد بر انتخاب عناصر خبره و كارشناس متعهد.

نوشته شده توسط طاهرزاده | لینک ثابت |

موضوع: سه شنبه هجدهم مهر 1385 10:11

  مقاله خواندنی آسیا تایمز درباره ساختار قدرت در ایران

پايگاه اينترنتي آسيا تايمز در مقاله اي به قلم ماهان عابدين نوشت: ظهور ايران به عنوان يك قدرت بومي در خاورميانه اغلب به تغييرات ژئوپلتيكي در منطقه به ويژه سقوط طالبان و صدام نسبت داده مي شود. اهميت رويدادهاي خارجي با وجود پويايي شناختي داخلي جديد نيز بعد  مهمي از اهميت ژئوپلتيكي فزاينده ايران است.

به گزارش رجا، در ادامه ابن مطلب چنین آمده است: ترقي ناگهاني محمود احمدي نژاد و ظهور نخبگان سياسي همگن تر در تهران در تاريخ بيست و هفت ساله دولت ايران پس از انقلاب بي سابقه بوده است . احمدي نژاد در خلال يك سال، قدرت خود را در داخل تحكيم بخشيد و همان طور كه سفرش به ونزوئلا و تعميق رابطه با هوگو چاوز رئيس جمهور اين كشور نشان داد به سرعت به يك بازيگر مهم در عرصه جهاني تبديل مي شود. 

در حاليكه وحدت داخلي به روشني نفوذ فزاينده آيران را در منطقه و فراسوي آن تقويت مي كند، تاثير درازمدت اين همگني بر توسعه سياسي اين كشور چندان  روشن نيست. به احتمال زياد تغييرات دوازده ماه گذشته و ظهور يك نظام رياست جمهوري تر، تاثير پايداري بر مشخصه هاي اساسي نظام سياسي ايران خواهد داشت. احمدي نژاد كه نزدیک ترین فرد به اين تشكيلات روحاني قلمداد مي شود ممكن است در نهايت به بلاي جان همين تشكيلات تبديل شود. درك ترقي احمدي نژاد و وحدت سياسي كه وي پديد آورد مستلزم درك عميق سياست هاي جناحي پيچيده جمهوري اسلامي است. نظام سياسي اي كه پس از انقلاب ايران شكل گرفت پيچيده و درهم بافته است و در قلب اين پيچيدگي آمال دوگانه مذهبي و دموكراتيك اين رژيم قرار دارد.

تحليلگران غربي در توصيف ترقي ناگهاني احمدي نژاد با مشكل مواجه بوده اند. اين تحليلگران با فقدان درك عميق سياست هاي ايران و شبكه هاي وسيع و پيچيده قدرت و حمايت كه موجب يكپارچگي جمهوري اسلامي مي شود، به توصيف احمدي نژاد با اصطلاحات ساده متوسل شده اند. اكثر اين اصطلاحات حول اين موضوع مي گردد كه احمدي نژاد يك اصولگراي حاد و معتقد به عصر سعادت است كه بر پيشبرد كشورش به سمت منازعه با غرب پافشاري مي كند. 

بدبين ترين تحليلگران يك گام فراتر نهاده و ترقي احمدي نژاد را به تقلب انتخاباتي وسيع نسبت مي دهند كه سرويس هاي امنيتي و نيروهاي شبه نظامي تحت كنترل محافظه كاران آن را هماهنگ كرده بودند. اين نوع تحليل پيش پا افتاده اشتباه و منعكس كننده بدترين جنبه هاي ژورناليسم غربي درخاورميانه است.  احمدي نژاد با همه رفتارهاي عجيب و نقاط ضعفي كه دارد از طرف اكثريت وسيع مردم ايران انتخاب شد. مهم تر آنكه موفقيت احمدي نژاد به عنوان رئيس جمهور در دوازده ماه گذشته ريشه در شيوه مردم باورانه و شهرت اوليه وي در مورد زمامداري صادقانه  دارد.

احمدي نژاد بسيار متفاوت از پنج رئيس جمهور قبلي ايران است و علت ان اصليت بي خدشه وي از طبقه كارگر است. برخواستن وي از طبقه كارگر كه فورا از رفتار و سخنانش آشكار بود احتمالا او را به محبوب ترين رئيس جمهور در تاريخ بيست و هفت ساله تبديل كرده است. در سطح راهبردي ترقي احمدي نژاد را مي توان به قدرت يافتن انقلابيون نسل دوم نسبت داد. كلا انقلابيون نسل دوم هوشياري عقيدتي و پيوند هاي سياسي شان را در عرصه جنگ ايران و عراق تقويت كردند. اينها جوان و به لحاظ فرهنگي محافظه كارند و گرچه به جناح راست اسلامي نسل اول نزديكند ولی جزء تشكيلات محافظه كار نيستند.

احمدي نژاد و متحدانش با گذشت اندكي بيش از يكسال از در دست گرفتن قدرت، چشم انداز سياسي را به شدت تغيير داده اند. جمهوري اسلامي كه زماني دچار مناقشات جناحي و مباحثات عقيدتي بغرنج بود هرچه بيشتر همگن و متكي به خود مي شود. اين همگني فزاينده ريشه در چهار عامل دارد: اول و مهمتر از همه آن كه احمدي نژاد از حمايت شبكه وسيعي از فعالاني برخوردار است كه عمدتا انقلابيون نسل دوم انها را سازمان دهي كرده اند. دوم آنكه شيوه مطمئن و مردم باورانه احمدي نژاد، قدرت فزاينده نسل دوم را در انقلاب اسلامي تقويت كرده است. سوم آنكه سرخوردگي عمومي فزاينده از اصلاح طلبان و  محافظه كاران و تشكيلات روحاني جناج چپ و راست كه آنها را كنترل مي كنند، خلائي ايجاد كرده است كه انقلابيون نسل دوم آن را پر مي كنند و بالاخره آنكه احمدي نژاد از حمايت عمومي قوي آيت الله سيد علي خامنه اي رهبر جمهوري اسلامي برخوردار است.

آيت الله خامنه اي كه اغلب به اشتباه محافظه كار قلمداد مي شود، در واقع يك نظريه پرداز به شدت متعهد است كه از ميان همه مقامات عالي رژيم به توده هاي حزب اللهي نزديك تر است. در حالي كه آيت الله خامنه اي مشكلات مهمي با رفسنجاني و خاتمي داشت به نظر مي رسد احمدي نژاد را دست پرورده خود مي داند. اين حمايت تمام عيار است كه تشكيلات محافظه كار را از حمله به احمدي نژاد و متحدانش  بازداشته است و اين درحالي است كه برخي اصلاحات دولت احمدي نژاد مستقيما منافع محافظه كاران عميقا ريشه دار را تهديد كرده است.

اين همگني فزاينده با اتحاد طبيعي بين احمدي نژاد و آيت الله خامنه اي تقويت شد و تاثير مهمي بر تصور جمهوري اسلامي از نفوذ خود در روابط بين المللي داشت. اكنون اهداف سياست خارجي اين كشور روشن تر است و اين امر نخبگان سياست خارجي را قادر به تصميم گيري هاي به موقع و مطمئن تر مي سازد. اين اطمينان درهيچ كجا مشهودتر از عرصه انرژي هسته اي نيست. گروه مذاكره كننده جديد به رياست علي لاريجاني كه فردي سرسخت و باهوش است به موفقيت هاي مهمي در دوازده ماه گذشته دست يافته است.

در تجزيه و تحليل نهايي كه اهميت ژئو پلتيكي اين كشور به تدريج براي آينده قابل پيش بيني افزايش مي يابد به خوبي روشن نيست پيدايش اين همگني سياسي چه تاثيري بر جمهوري اسلامي خواهد داشت، اما تاكنون هيچ گونه مقاومت جدي در برابر احمدي نژاد و خط مشي سياسي وي وجود نداشته است. اين امر فرصت هاي بي سابقه اي براي احمدي نژاد به ويژه در زمينه سياست خارجي كه وي به سرعت در حال تبديل شدن به صادق ترين و پر جذبه ترين رهبر در جهان درحال توسعه است ايجاد كرده است اما اعتبار فزاينده احمدي نژاد همچنين چهره رياست جمهوري ايران را به عنوان يك نهاد ارتقا مي بخشد.

نوشته شده توسط طاهرزاده | لینک ثابت |

موضوع: سه شنبه هجدهم مهر 1385 9:56

پذیرش قطعنامه با تصمیم مسئولان سیاسی و نظامی كشور بود

گفتگو با دکتر محسن رضایی

اگرچه خستگی كار روزانه از چهره رضایی به خوبی نمایان بود اما این خستگی باعث نشده بود كه از دقت او برای پاسخگویی به سوالات ما كم كند. فرق او با سایرین در آن است كه پیرامون مسائل جنگ 8ساله روان و قابل فهم صحبت می‌كند. 
   
 متن این گفتگو به شرح ذیل است:
**: اگر جنگ تحمیلی اتفاق نمی‏افتاد، وضعیت امروز انقلاب اسلامی ایران را چگونه ارزیابی می‌كردید؟ آیا بدون جنگ به اهداف عالیه خود رسیده بودیم یا اینكه تحمیل جنگ باعث بقا و تداوم انقلاب اسلامی شد؟

دكتر رضایی: این سوال دو پاسخ دارد، یكی اینكه اگر جنگ و حوادث ماقبل آن اتفاق نمی‏افتاد چه وضعیتی داشتیم و دیگر اینكه اگر جنگ رخ نمی‏داد ولی حوادث ماقبل آن اتفاق می‌افتاد وضعیت ما چگونه بود، چون قبل از اینكه جنگ در 31 شهریور 1359 شروع شود یك جنگ ماقبل از جنگ وجود داشته كه از همان پیروزی انقلاب شروع شد و اوج آن از ابتدای سال 59 تا 31 شهریور همان سال یعنی در مدت شش ماهه اول سال بود. ارتش عراق در این مدت به بعضی از پاسگاه‌ها‌ی مرزی حمله كرده و تعدادی از آنها را گرفته بود. در همین مدت به ارتفاعات استراتژیك میمك حمله كرد و آنجا را گرفت و حتی در بغداد اعلام جشن كرد و 20-30 گلوله توپ هم برای شادی شلیك كرد. این وضعیت ادامه داشت تا اینكه رسیدیم به 31 شهریور 1359.
واقعیت این است كه قبل از شروع جنگ 8ساله یك جنگ شدیدی بین ما و ارتش عراق وجود داشته و اگر جنگ تحمیلی اتفاق نمی‏افتاد همین امروز از آن حوادث به عنوان یك چالش، تنش و جنگ جدی میان ایران و عراق یاد می‌شد و در تاریخ هم می‌ماند. اما حالا برگردیم به آن نكته اصلی كه پاسخ سوال شماست.
این جنگ برای كشور ما، هم خساراتی به وجود آورد و هم دستاوردهایی داشت. خسارات جنگ عبارت از این بود كه بخشی از اقتصاد ملی ما را مورد آسیب قرار داد. تعداد زیادی از مردم ما به شهادت رسیدند تعداد زیادی مجروح و جانباز شدند و مردم مشكلات فراوانی را در طول جنگ متحمل شدند. ولی جنگ دستاوردهایی هم داشت كه بسیار مهم بودند. اولینش این بود كه ایران اعتماد به نفس و اقتدار ملی خود را كه در دوران پهلوی و كلا 200سال پیش از آن از دست داده بود، به دست آورد. چه اینكه جنگ ایران و عراق اولین جنگ در 200سال اخیر بود كه ایران در آن پیروز می‌شد؛ یعنی در تمام جنگ‌ها‌ی پیش از آن شكست خورده بود. مسئله دوم این بود كه ارتش و نیروهای مسلح ایران در طول جنگ تحمیلی به طور واقعی شكل گرفتند و مجهز شدند. دستاورد سوم هم این بود كه ایران در سطح روابط بین الملل و مناسبات دیپلماتیك، جایگاه واقعی خودش را پیدا كرد و عملا دوستان و دشمنان ما متوجه این واقعیت شدند. تجارب خوبی به دست آوردیم و سیاست خارجی خودمان را توانستیم به نحوی واقعی تر و جدی تر، سازماندهی كنیم. مسئله آخر هم رشد ارزشها و مسائل معنوی و فرهنگی در جامعه ما بود.خلاصه اینكه دفاع مقدس اگرچه برای ما با هزینه‌ها‌ و آسیب‌ها‌یی همراه بود ولی ارزش‌های فرهنگی و معنویات را در كشور رشد داد.

* اگر جنگ ایران و عراق جنگ دو دولت بود، سرنوشت آن چگونه رقم می‌خورد؟ به اعتقاد برخی كارشناسان یكی از هنرهای امام راحل این بود كه جنگ تحمیلی را تبدیل به دفاع ملی كرد و از دل آن نیروی بسیج شكوفا شد...

- سال اول جنگ سال جنگ بین دو دولت بود یعنی ایران با نیروهای رسمی و دولتی، با ارتش بعث عراق می‌جنگید و این تا شهریور 1360 و قبل از عملیات ثامن الائمه جریان داشت به همین دلیل هم ایران هیچ موفقیتی در این یك سال نداشت. با اینكه چهارحمله بزرگ از طرف ایران انجام شد ولی هر چهارتای آن با شكست روبرو شد. تمام پیروزیهای ایران از سال دوم جنگ بود و آن زمانی بود كه مردم وارد جنگ شدند.بنابراین زمانی كه مردم وارد عرصه نبرد شدند، پیروزیها هم شروع شد. پس می‌توانیم نتیجه بگیریم كه اگر دفاع، مردمی نمی‏شد، و اگر مردم در صحنه دفاع، مشاركت جدی نمی‏كردند، تا امروز هم جنگ ادامه پیدا می‌كرد و ایران نمی‏توانست سرزمین‌هایش را آزاد كند.

* یكی از بحث‌ها‌ی مطرح در میان مردم پیرامون دفاع مقدس، پایان جنگ در سال دوم است. به نظر شما قبول آتش بس در آن مرحله به معنای پایان جنگ بود و یا اینكه صدام در حقیقت می‌خواست قدرت و توانایی خودش را منسجم كند و تجاوزی دوباره داشته باشد؟

- مسئله آتش بس از همان روزهای اول جنگ مطرح شد. روز چهارم یا پنجم بود كه صدام به رغم تصرف مناطق قابل توجهی از ایران، گفت كه یك طرفه اعلام آتش بس می‌كنم... دوباره یكی دو ماه بعد از آن این مسئله را مطرح كرد. منظور صدام از آتش بس این بود كه نیروهای نظامی در هر منطقه ای كه هستند در همانجا بمانند. صدام حتی در وضعیت پیشروی هم آتش بس را مطرح می‌كرد، با اینكه ایران اصلا آماده حمله نبود.
بعد هم كه ایران آماده حمله شد و با حملات سنگین سرزمین‌ها‌یش را آزاد كرد باز هم صدام صحبت از آتش بس را به میان آورد و لذا منظور صدام از آتش بس هیچ وقت این نبود كه ما به یك صلح واقعی برسیم و مرزهای بین المللی به رسمیت شناخته شود و در حقیقت 2 كشور با 2 ملت در كنار هم زندگی كنند. او به دنبال یك سری اهداف استعماری بود كه برای رسیدن به آنها مأمور شده بود و در حقیقت بحث آتش بس برای او یك جنبه تبلیغاتی داشت. نكته دوم این است كه آتش بس پایان جنگ نیست بلكه صلح پایان جنگ است. فرق آتش بس با صلح این است كه در آتش بس، دو نیرو برای مدتی بین هم تبادل آتش نمی‏كنند ولی هر لحظه ممكن است كه آتش بس لغو شده و جنگ شروع شود؛ مثل سوریه و اسراییل كه چهل سال است بین آنها آتش بس برقرار است ولی در این مدت چهار بار با هم جنگیده اند.
آمریكایی‌ها‌ به دنبال آتش بس بودند و نمی‏خواستند صلح برقرار شود به همین دلیل راه صلح را بسته بودند و راه آتش بس را همیشه باز می‌كردند. اگر ایران در آن مقطع آتش بس را می‌پذیرفت عملا جنگ ایران و عراق به یك جنگ 30-40 ساله تبدیل می‌شد و تا امروز ما با مسئله صدام مشكل داشتیم، یعنی تا امروز در حال آتش بس بودیم و به صلحی نمی‏رسیدیم. ایران كه بعد از آزادسازی خرمشهر، جنگ را به داخل خاك عراق كشاند، تصمیم داشت كه با فشار نظامی، طرف مقابل را وادار به صلح كند، بنابراین جنگ بعد از آزادسازی خرمشهر برای كسب صلح بود لذا قطعنامه 598 كه پنج سال بعد از آزادسازی خرمشهر صادر شد، حال و هوای صلح را دارد، اگرچه ابهاماتی در آن وجود داشت. لذا پنج سال پس از آزاد سازی خرمشهر، اولین پیشنهاد صلح به ایران ارائه شد و تا آن موقع فقط آتش بس مطرح بود.

*آقای دكتر! كشور در مدت هشت ساله جنگ از حیث داخلی و بین المللی چگونه مدیریت شد؟

_ از نظر بین المللی كه ما كاملا محاصره بودیم. اولا در محاصره اقتصادی بودیم و ثانیا ما را در انزوای سیاسی قرار داده بودند. آمریكا و شوروری هم در این جهت با هم متحد شده بودند و هم پیمانانشان هم آنها را همراهی می‌كردند. تلاش ایران در این زمینه این بود كه از انزوا خارج شود. عملیات‌ها‌ی موفقی كه داشتیم باعث شد كه رویكرد دنیا نسبت به ما تغییراتی داشته باشد. ابتدا كشورهایی مثل سوریه، لیبی، كره شمالی و.... وارد فاز حمایت از ما شدند و بعد از‌ آن هم كم -كم كنفرانس غیرمتعهدها به سمت ما متمایل شد و بعد كشورهای اروپایی به سمت ما تمایلاتی نشان دادند ولی همچنان آمریكایی‌ها‌ تا آخرین لحظه سعی می‌كردند كه از یك اجماع جهانی به نفع ما جلوگیری كنند و البته خیلی كارشكنی هم كردند.
در داخل انسجام ملی ما بعد از سقوط بنی صدر بسیار بالا رفت یعنی همه جناح‌ها‌ی سیاسی با هم متحد شدند؛ همه اقوام ایرانی در جنگ شركت كردند به نحوی كه هیچ قومی نداریم كه در جنگ شركت نكرده باشد. از نظر اقتصادی با اینكه ما،هم تحریم بودیم و هم ذخایر ارزی ما را در آمریكا بلوكه كرده بودند و هم نفتمان قیمت چندانی نداشت، مردم مشكلات جنگ را تحمل كردند و تقریبا نگرانی عمده ای در داخل كشور نداشتیم. در یك جمله می‌شود گفت كه رهبری قاطع امام راحل و پیروزی‌ها‌ی ما در جنگ و وفاداری مردم به انقلاب و كشور خودشان باعث شد كه ما از یك انسجام خوبی در دوران جنگ در داخل كشور برخوردار باشیم.

* تأثیر تحولات و رخدادهای داخلی و بین المللی در مناطق عملیاتی و جنگی چگونه بود؟

_ تحولات داخلی خیلی موثر بود یعنی به محض اینكه احساس یك اختلاف سیاسی می‌شد در اعزام نیروی ما اثر خودش را می‌گذاشت. و بالعكس وقتی كه وحدت بیشتر می‌شد اعزام نیرو به جنگ هم بیشتر می‌شد. در رابطه با مسائل خارجی، خیلی تأثیر جدی ای احساس نمی‏كردیم. خصوصا از نظر اعزام نیرو. ولی از نظر اقتصادی و تكنولوژی خیلی موثر بود. یعنی تحولات بین المللی كه باعث می‌شد ما را تحریم كنند یا اینكه از واردات كالاهای صنعتی جلوگیری كنند در جنگ اثر می‌گذاشت.

* در زمینه تأثیر تحولات داخلی كه فرمودید می‌شود به صورت مشخص به مواردی اشاره كنید...
_ مثلا در سال اول جنگ كه اختلافات بنی صدر و شورای انقلاب و مجلس و قوه قضاییه بالا گرفت به شدت از اعزام نیرو به جبهه‌ها‌ كاسته شد و وضع ابهام آمیزی در جنگ پیدا شد. یا در زمان اواخر جنگ كه بحث آقای منتظری پیش آمد باز مشكلاتی به وجود آمد و یا اختلافاتی كه بعضا در مدت كوتاهی شكل می‌گرفت در اعزام نیرو موثر بود.

* تأثیر دفاع مقدس و جنگ 8 ساله در تأثیر بر فاكتورهای نظامی دنیا چگونه بود؟

_ اولین تأثیری كه دفاع مقدس بر روابط بین الملل گذاشت این بود كه ایران اولین كشور مستقلی شد كه به دور از جهان دو قطبی یك رفتار و رویه متفاوتی در روابط بین الملل شكل داد. یعنی قبل از پیروزی انقلاب و دفاع مقدس همه رفتارهای بین المللی یا از تفكر شوروی تبعیت می‌كردند و یا به تفكر و سیاست‌ها‌ی آمریكا چشم داشتند. ایران اولین كشوری بود كه رفتار و روش جدیدی را در سطح روابط بین الملل شكل داد.
البته اگر ایران پیروز نمی‏شد و سرزمین‌ها‌یش را آزاد نمی‏كرد نمی‏توانست چنین خواسته ای را اعمال كند و خواسته خودش را تحمیل كند. درحقیقت ایران اولین كشور جهان سومی است كه مشابه تأثیری كه قدرت‌ها‌ی بین المللی در سطح جهان و شورای امنیت سازمان ملل به وجود می‌آوردند ایجاد كرد. مسئله دوم این بود كه دفاع مقدس به ملتها اعتماد به نفس داد كه می‌شود ایستاد. بدون شك انتفاضه فلسطین و مقاومت لبنان ریشه در حادثه جنگ دارد و بسیاری از كشورهای دیگر احساس كردند كه می‌توانند روی پای خودشان بایستند و ملتها احساس كردند كه می‌شود ایستادگی كرد.
كلا دفاع مقدس یك تفكر جدیدی را در دنیا به وجودآورد كه می‌شود خارج از نظام دوقطبی هم زندگی كرد. البته ابتدا باور این واقعیت خیلی سخت بود ولی بعدها كه جلوتر آمدیم و فروپاشی شوروی صورت گرفت این ایده بیشتر تقویت شد. بنابراین دفاع مقدس هم در داخل ایران تأثیر داشت و هم بر روی ملتها اثر گذاشت و هم روابط بین الملل را متحول كرد.

*‌آیا تجارب و دستاوردهای دوران دفاع مقدس در قالب دروس تدوین شده در سطح دانشگاه‌ها‌ی داخل و خارج تدریس می‌شود یا خیر؟

_ در دانشگاه‌ها‌ی نیروهای مسلح، این تجارب به صورت مناسب تدریس می‌شود اگرچه هنوز ظرفیت‌ها‌ی بسیار زیادی هست كه تدوین نشده. ولی در دانشگاه‌ها‌ی خارج هنوز انتقال تجربه صورت نگرفته اما بین ایران و ملت‌ها‌ی دیگر مثل لبنانی‌ها‌، عراقی‌ها‌، افغانی‌ها‌ و اهالی بوسنی هرزگوین این تجارب به صورت ارتباطات غیردانشگاهی و ارتباطات آموزشی در قالب آموزش‌ها‌ی نظامی منتقل شده. نوع نبردی كه حزب الله لبنان به آن عمل می‌كند مشابه همان نوع جنگی است كه رزمندگان ما با ارتش عراق انجام دادند و در حقیقت این تجارب به آنجا منتقل شد، به جبهه شمال افغانستان منتقل شد به سپاه بدر عراق منتقل شد...

* برخی معتقدند كه پذیرش قطعنامه 598 در سال 1367 به علت برخی مشكلات اقتصادی بود، بعضی هم اعتقاد دارند كه علت اصلی آن كمبود نیروهای رزمی در جبهه‌ها‌ی نبرد بود. تحلیل شما در این زمینه چیست و نقش خودتان در این جریان چگونه بود؟

_ حضرت امام در پیامی كه برای مسئولین كشور فرستادند به همه این عوامل اشاره كردند. اشاره كردند كه در آمار اقتصادی آقای نخست وزیر، نشانه‌ها‌ی ضعف اقتصادی پیداست. وزیر ارشاد هم صحبت از كمبود اعزام نیرو به جبهه می‌كنند. فرماندهان نظامی هم خواسته‌ها‌یی دارند و من هم از آنجایی كه به این آقایان اطمینان و اعتقاد دارم تصمیم می‌گیرم كه قطعنامه را بپذیرم. بنابراین در پذیرش قطعنامه هم مسائل اقتصادی سهیم بود و هم مسائل نظامی و اجتماعی مثل اعزام نیرو به جبهه...
این تصمیم گیری را هم حضرت امام براساس نامه‌ها‌یی كه مسئولین برای ایشان نوشته بودند انجام داد. از جمله كسانی كه نامه نوشته بودند من بودم. البته من نامه‌ام را برای حضرت امام ننوشتم بلكه برای مسئولان كشور نوشتم و به آنها گفتم كه اگر می‌خواهید ما جنگ را سریعتر به پیش ببریم لازمه اش این است كه امكانات تسلیحاتی و مالی بیشتری در اختیار جبهه قرار بگیرد.

* یعنی نقش شما در همان نامه ای كه نوشتید محدود می‌شد؟

_ بله. مسئولین به علاوه نامه خودشان نامه من را هم خدمت حضرت امام دادند و از مجموع آنها تصمیم حضرت امام برای قبول قطعنامه شكل گرفت.

*آقای دكتر! تأثیر دفاع مقدس را بر رویارویی اخیر حزب الله لبنان با رژیم صهیونیستی چگونه ارزیابی می‌كنید؟

_ دو تأثیر مشخص را می‌شود در این زمینه بررسی كرد. یكی روحیات و معنویات رزمندگان ما كه به برادران حزب الله لبنان منتقل شده به صورتی كه همان روابط انسانی ما در زمان جنگ بین آنها وجود داشت و همان اعتماد، همان برادری و همان روحیه شهادت طلبی....
تأثیر دیگر هم در زمینه تاكتیك‌ها‌ی رزمی و اصول و قواعد دفاعی است كه به آنها آموزش داده شده. این دو عامل به نظر من در موفقیت نیروهای حزب الله موثر بوده است.

* بحث آموزش‌ها‌ی نظامی و تاكتیكی خیلی روشن است ولی در زمینه روحیه و معنویات زمان جنگ با توجه به بعد مكانی و جغرافیایی چگونه این انتقال انجام گرفته؟

_ ما در سال1362 نیروهایی را برای آموزش به لبنان اعزام كردیم. نیروهای ما كه حتی در حد فرماندهان عالیرتبه سپاه هم بودند در همان شرایط كه خرمشهر آزاد شده بود برای آزادسازی بیروت به لبنان رفتند تا لبنانی‌ها‌ را آموزش دهند. یعنی همزمان با همان دوران جنگ، آن روحیات مدنظر به آنها منتقل شد و چون حزب اللهی‌ها‌ در یك حالت جهادی تا امروز مانده اند و فضا، فضای جهادی است آن فرهنگ را هم حفظ كرده اند؛ در حالی كه در ایران چون فضا، فضای صلح و غیرجنگی است ممكن است این روحیه در برخی افراد تضعیف شده باشد اما در آنجا به دلیل وجود جو جهادی و دفاع از سرزمینشان آن ارزشها را حفظ كرده اند.

* باتوجه به اینكه ما در حال حاضر در وضعیت صلح كامل نیستیم و هرلحظه ممكن است مورد تهدیداتی قرار بگیریم فكر نمی‏كنید كه حفظ این روحیات باید جزو اولویت‌ها‌ی ما جهت برخورداری از امنیت پایدار باشد؟

_ من معتقدم مهمتر از توپ و تانك و موشك، آن چیزی كه باعث موفقیت ما در رویایی با دشمنان و تهدیدات جهانی می‌شود حفظ روحیه جهادی و شهادت طلبی است.

*آقای دكتر! حافظه قوی شما در یادآوری خاطرات ما را مجاب می‌كند كه درخواست كنیم یكی از ناگفته‌های جنگ را در این گفت و گو به مخاطبین خبرگزاری فارس هدیه كنید...

- یكی از مطالب ناگفته مربوط به دوران حضرت امام است و نحوه برخورد ایشان. ظاهر كار این است كه همه مسائل جنگ توسط حضرت امام تصمیم گیری می‌شد؛ البته همین طور هم بود و هروقت كه ایشان تصمیمی می‌گرفتند همان تصمیم اجرا می‌شد ولی امام با وجود قدرت و عظمتی كه داشت معمولا سعی می‌كرد كه در حد و قواره ظرفیت مسئولان كشور حركت كند و جلوتر از توانایی آنها نباشد. یكی از آن حوادث هم بحث ناوهای آمریكا بود كه به خلیج فارس آمده بودند تا كشتی‌ها‌ی كویتی را اسكورت كنند. لذا ما با این محدودیت مواجه شدیم كه عراق می‌آمد و كشتی‌ها‌ی ما را می‌زد و ما كه قبلا مقابله به مثل می‌كردیم با وجود ناوهای آمریكایی دیگر توان مقابله به مثل نداشتیم. لذا مسئولین كشور به خدمت امام رسیدند و گفتند كه ناوهای آمریكایی قصد عبور از تنگه هرمز را دارند تا به سواحل كویت بروند و كشتی‌ها‌ی كویتی و عراقی را اسكورت و حفاظت كنند... تكلیف چیست؟
حضرت امام به مسئولین كشور گفتند كه اگر من جای شما بودم، اولین ناو آمریكایی را با آر پی جی می‌زدم! بعد مسئولین سیاسی گفتند كه شما رهبر ما هستید اگر دستور بدهید ما می‌رویم و آنها را می‌زنیم؛ ولی امام فرمود: نه، من نمی‏خواهم كاری را به شما تحمیل كنم. خودتان بروید و درباره این موضوع تصمیم بگیرد...
مسئولین هم رفتند و تصمیم گرفتند كه درگیر نشویم ولی از یك طریق غیبی، اقدامی شد كه این ناوها نرسیده به ساحل كویت روی مین رفتند. وقتی كه ناوهای آمریكایی با مین برخورد كردند، وضعیت خاصی در غرب شكل گرفت كه چه كسی جرأت كرده ناو آمریكا را بزند. آمریكایی‌ها‌ در ابتدا فكر می‌كردند كه كار شوروی بوده و برای همین یك چالش جدی بین آمریكا و شوروی در جنگ به وجود آمد. بعدها فهمیدند كه كار شوروی‌ها‌ نبوده و دستی غیبی این مین‌ها‌ی دست ساز را سر راه ناوها گذاشته. مهم این بود كه چگونه مین‌ها‌ در اعماق خلیج فارس كاشته شده بود كه آمریكایی‌ها‌ با مدرنترین وسائل ردیابی الكترونیكی نتوانسته بودند نه كاشتن مین را ببینند و نه اینكه آن را پیدا و خنثی كنند و این جریان یكی از جعبه سیاه‌ها‌یی است كه آمریكا هنوز هم نتوانسته در آن را باز كند.

منبع: خبرگزاری فارس

نوشته شده توسط طاهرزاده | لینک ثابت |

موضوع: سه شنبه هجدهم مهر 1385 9:54

گام‌ها‌ی موفق یک دیپلماسی



آن روز که محمود احمدی نژاد برای رقابت‌ها‌ی انتخاباتی ریاست جمهوری نهم پا به این عرصه نهاد، عده ای از اصولگرایان تحت عنوان " ممانعت از روی مصلحت اندیشی" و کسانی دیگر در گروه‌ها‌ی سیاسی رقیب با عنوان " تخریب به واسطه عدم کارآمدی در دیپلماسی و اهمیت سیاست خارجی" با وی مواجهه نمودند، مهمترین موضوعی که تا واپسین روزهای انتخابات ریاست جمهوری، موضوع تخریب کاندیداهای رقیب محمود احمدی نژاد بود، عدم توانایی وی برای حضور در صحنه سیاست خارجی و چگونگی مدیریت موضوعاتی چون "حل منازعه هسته ای" بود. اوج این تخریب و عدم درک توان سیاسی احمدی نژاد، در مرحله دوم انتخابات اتفاق افتاد، آنجایی که رقیب دکتر احمدی نژاد از سوی طرفدارانش به عنوان یگانه راه نجات ایران از بن بست‌ها‌ی کنونی به ویژه در حوزه سیاست خارجی نامیده می‏شد.
اینک بیش از یکسال از پیروزی احمدی نژاد می‏گذرد، آنچه آشکار است شکل گیری رویکردی نو با بازگشتی واقعی به خواسته‌ها‌ی انقلاب اسلامی است.
یک دیپلماسی مریض با ویروس مضر و خطرناک " دلهره و ترس"، ناکارآمد و نارسا، همواره ما را در مواجهه با چالش‌ها‌یی که دشمنان و مخالفان ایجاد می‏کردند - علی رغم استقامت سایر بخش‌ها‌ی نظام – وادار به انفعال و عقب نشینی می‏نمود.
پرونده هسته ای ایران در سخت ترین شرایط خود قرار داشت و تعامل سیاست خارجی ما با اروپا نیز به بن بست انجامیده بود.
اما دولت نهم در چنین شرایطی و علی رغم تبلیغات منفی داخلی و تأثیرپذیری این تبلیغات در خارج از کشور، ابتکار عمل در حوزه سیاست خارجی را به دست گرفت. اما رئیس جمهور احمدی نژاد با چه نگاهی و با چه رویکردی یک دیپلماسی منفعلانه را به یک دیپلماسی شجاعانه بدون الحاق نمودن هزینه‌ها‌ی سنگین تبدیل نمود؟
1- رئیس جمهور ایران، چون یک فرد کاملاً معتقد و مذهبی است و به وعده‌ها‌ی الهی ایمان دارد و با الهام از آیات قرآنی و حیات معصومین (ع) و نگاه عمیق اسلامی و شیعی، دریافته بود که ضعف حلقه‌ها‌ی دشمن به لحاظ روانی و انسانی چه می‏تواند باشد، دکتر احمدی نژاد با اعتقاد کامل به نقش "ایمان" ترس و واهمه را از اقدامات دشمن، مفروض خود برای ابتکارات دیپلماتیک به کار نبرد و عزم و اراده را به همراه عقلانیت دینی، شاخص تأثیرگذار دیپلماسی انقلابی معین کرد.
2- با این اعتقاد، دولت نهم عنصر مقاومت و تدبیر را راه حل برون رفت از شرایط پیچیده دیپلماتیک به کار گرفت، احمدی نژاد، تنها به مواضع ساختارشکن و شجاعانه اکتفا ننمود بلکه این مواضع را در یک منظومه هدفمند گنجانید و تدبیر را چاشنی این دیپلماسی نمود.
3- رئیس جمهور ایران اسلامی با اشرافیتی که بر توانمندی‌ها‌ی سیاسی، نظامی، علمی، اقتصادی و ژئوپولتیک کشور خود دارد، این پتانسیل‌ها‌ را هیچگاه کوچک نشمرد و با بیان موفقیت‌ها‌ی ایران در عرصه‌ها‌ی متفاوت ضمن برانگیختن غرور ملی در بین مردم، مخالفان کشور را نیز وادار کرد، موازنه مذاکره و دیپلماسی را به گونه ای دیگر ببینند و توانمندی‌ها‌ی کوچک شمرده از سوی مسئولین گذشته داخلی را، با عزت به عنوان نقاط قدرت ایران در تحولات مدنظر قرار دهند.
4- از مهمترین ظرفیت‌ها‌ی انقلاب اسلامی، هواداری بسیاری از ملت‌ها‌ی جهان بخصوص مردم کشورهای اسلامی از این انقلاب بود، مدت‌ها‌ بود این پتانسیل مهم و تأثیرگذار به دلیل ضعف موضع گیری و عدم اقدام اصولی در دستگاه سیاست خارجی، بسیار کمرنگ شده بود، احمدی نژاد و دستگاه دیپلماسی وی در راستای یک انفجار رسانه ای و خلق رویکردهای شک آور، با اتخاذ تصمیمات و اقدامات انقلابی، یکبار دیگر امیدواری را در دل ملت‌ها‌ی اسلامی زنده نمود به گونه ای که اینک محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران از محبوب ترین و پرطرفدارترین چهره‌ها‌ی جهان اسلام و ملت‌ها‌ی اسلامی است، جدای از اینکه در آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین هم رئیس جمهور ایران از مقبولیت بالایی برخوردار است. این فشار افکار عمومی و انعکاس رسانه ای این پیام، از مانورهای قدرت و نفوذ جمهوری اسلامی حکایت دارد و باز هم عامل مؤثر و هراس انگیزی برای غربی‌ها‌ گردید.
5- اما آنچه که دکتر احمدی نژاد در سیاست خارجی خود با هوشمندی و درایت تمام به کاربرد تغییر یک رویکرد سیاسی از نوعی انفعال و عقب نشینی به سیاستی فعال و تهاجمی بوده است. احمدی نژاد با خلق پرسش‌ها‌یی مهم درباره مسأله هولوکاست و ماهیت رژیم صهیونیستی، مسأله حقوق بشر در غرب، ساختار و ماهیت سازمان ملل و شورای امنیت، افکار عمومی دنیا را متوجه نگاه جمهوری اسلامی نمود و در این راستا فرصت هر نوع اتهام و تهمت پراکنی از سوی غربیها نسبت به جمهوری اسلامی را گرفت.
نامه دکتر احمدی نژاد به همتای آمریکایی اش و بیان پرسش‌ها‌یی درباره اوضاع امنیتی دنیا و خطری که سیاست‌ها‌ی آمریکا برای صلح در دنیا و منطقه دارد از جمله ابتکارات ویژه و منحصر به فردی بود که آمریکائی‌ها‌ را به نوعی انفعال، عدم پاسخ و پراکنده گویی واداشت.
6- پرونده هسته ای ایران اینک در شرایط خوبی قرار دارد. سرانجام غربی‌ها‌ آخرین راه را پذیرش توان هسته ای ایران دیده اند و رئیس جمهور آمریکا نیز خطاب به ملت ایران از سر ناچاری توانمندی هسته ای ایران را ستود.
در یک سال گذشته، دستگاه دیپلماسی دولت نهم با فعال کردن مثلث شرق، غیرمتعهدها، کشورهای اسلامی، توانست اجماع جهانی اکثریت کشورهای دنیا را در حمایت از برنامه صلح آمیز هسته ای خود فراهم آورد و پرونده هسته ای ایران علی رغم ارسال آن به شورای امنیت، هنوز روی میز مذاکره سولانا و لاریجانی است و غربی‌ها‌ هم نتوانستند پیش شرطی برای مذاکرات قائل شوند.
اینها تنها بخشی از ابتکارات و خلاقیت‌ها‌ی دیپلماسی ایران بود که در دولت نهم به وقوع پیوست و گام‌ها‌ی مؤثرتر و تکامل بخش این دیپلماسی در پیش است و بی شک توانمندی دیپلماتیک ایران و درک این موقعیت از سوی دنیا، ایران را در جایگاه واقعی خود قرار می‏دهد.


انتهای پیام/ شناسه: 271 
نوشته شده توسط طاهرزاده | لینک ثابت |


howzeh.blogfa.com & Designer: Sina Soheili , GholamReza Sedaghati